صفحه اصلی خبرها سبک های نورپردازی تن تن

سبک های نورپردازی تن تن

44

 

ماتیاس منتس از شرکت وتا در رابطه با سبک های جدید نورپردازی کامپیوتری می گوید . وی از کار قبلی اش در ۳ گانه ارباب حلقه ها تا آخرین کارهای موفق اش نظیر آواتار شرکت وتا دیجیتال همواره در جلوه های ویژه حرف جدیدی برای گفتن داشته است .

برای سال ۲۰۱۱ ماجرهای تن تن مدل جدیدی از نورپردازی را استفاده کرد که ترکیبی از فیلمبرداری واقعی و جلوه های ویژه هنری بود . ماتیاس منتس که شخصی کلیدی در طراحی این فیلم ها بوده است صحبت شد تا در رابطه با کارهای فنی و هنری او در زمینه نورپردازی و اثرات فناوری جدید روی نورپردازی و هم چنین نقش هنرمند نورپرداز و چگونگی پیشرفت نورپردازی در آینده اطلاعاتی به ما بدهد . در فیلم ماجرای تن تن منتس یکی از ۴ مدیر ارشد جلوه های ویژه ویدئویی بود .

بگذارید به سراغ کار اصلی شما برویم چگونه ابزارهای وتا در در سال های اخیر از لحاظ فنی تغییر کرده اند ؟

ماتیاس منتس : ” ما از تکنولوژی که از زمان آواتار شروع به کار کرد استفاده کردیم و از نوررپردازی SH  یا نورپردازی کروی هارمونیک استفاده کردیم تا به فیلم ماجرای تن تن برسیم .

برای تن تن می دانستیم که صحنه های کمی به صورت داخلی وجود دارد بنابراین مشخص بود که نورپردازی خارجی برای کارمان باید بهتر انجام شود بنابراین دنبال نورپردازی غیر مستقیم و نوآورانه ای بودیم .

برای محاسبه نورپردازی غیر مستقیم راه های مختلفی وجود داشت اما این راه ها آن قدر سریع نیستند که بتوان در مقیاس فیلم های بزرگ از آن ها استفاده کرد. به صورت کلی ما یا قیافه افراد را تخمین می زدیم یا برای این که زمان رندر کردن افزایش نیابد تنها در برخی از نقاط از نور پردازی غیر مستقیم استفاده می کردیم .

نورپردازی یا نوردهی غیر مستقیم شامل ۲ چیز است : پخش غیر مستقیم نور و یک مولفه دیگر به نام زاویه دوربین . پخش غیر مستقیم نور مدت ها استفاده می شد اما مولفه مربوط به زاویه دوربین معمولا توسط رندر کننده در نظر گرفته نمی شود و درنتیجه در رندر محاسبات بیشتر دخیل بوده اند اما به نظر من بدون زاویه دوربین رندر تصویر بسیار اشتباه پیش خواهد رفت .

پیاده سازی ما بر مبنای بهینه کردن صحنه ی همراه با نورپردازی خارجی بود . جدا کردن کش های پویا و ایستا در هر فریم به ما اجازه بهبود سرعت حرکت کار را می داد . ما یک طرح بهینه طراحی کردیم که در آن نورپردازی موزائیکی بهترین روش برای فیلمبرداری صحنه های مختلفی می باشد . تمام این کارها به ما اجازه نوردهی غیر مستقیم در بیشتر فیلم را داد و نه تنها در برخی صحنه های منتخب بلکه در بیشتر فیلم از این نوردهی ساده کردیم .

دیگر ابزار بسیار جالبی که ما استفاده کردیم سایه های پانتا ری می باشد . ما از ردیاب نوری خودمان به اسم پانتا ری استفاده می کنیم تا بتوانیم سایه های تعقیب نور را به صورت واقعی برای مناطق نورانی داشته باشیم . این ابزار به صورت صحیح نیم سایه ها یا سایه روشن ها را با توجه به اندازه و فاصله نور با دقت بیشتری به ما می دهد و واقع گرایی کار را افزایش می دهد. تمام این کار ها باعث شد که کیفیت تصویری و هم چنین واقعی بودن دنیای تن تن بیشتر به نظر برسد .

نگاه تن تن در فیلم ماجرای تن تن ترکیب از جلوه های ویژه هنری و فیلمبرداری کلاسیک می باشد . کار هنرمندانی نظیر رامبراند و کارواجیو به گروه انیماتورها این امکان را داد که روی نورپردازی کاراکترها و مخصوصا نورپردازی صورت آن ها کار کنند .

شما کار یانوس کامینسکی که معمولا فیلمبردار اسپیلبرگ می باشد را دیده اید. از کار او چه چیز هایی آموختید ؟

ما همیشه فکر می کردم آیا تفاوتی بین فیلمبرداری فیلم های واقعی و نورپردازی آن با کار انیمیشن در کامپیوتر وجود دارد یا خیر.

به نظر می رسد که کار فیلمبردار بسیار وابسته به کار کارگردان می باشد و این ۲ در کنار هم می توانند کار را بسیار سریع تر پیش ببرند .

بسیار جالب است که اگر در رابطه با کارهای معمولی بررسی کنید به این نتیجه می رسید که کاری که ما برای تن تن انجام دادیم بسیار شبیه کارهای واقعی بوده و حس و حال کارهای کمیک های اصلی هرژ را هم در خود دارد . اما برای نورپردازی به صورتی دیگر عمل کردیم . کمیک ها کاملا مسطح و با رنگ های پاستلی ساده بوده اند اما برای فیلم ما به نورپردازی بسیار نمایشی پرداختیم و در بخش هایی فیلم نوآر به وجود آوردیم در واقع انیمیشنی که ما ساختیم در حوزه انیمیشن های کامپیوتری از نورپردازی جالب و جسارت آمیز برخوردار است .

واقع گرایی. دیگر رفرنس تن تن اپراهایی بود که افرادی نظیر ماریا کالاس اجرا کرده بودند .

حال بگذارید در باره حرف هایی که زدید و چگونگی انتقال آن به هنرمندان با شما صحبت کنم به نظر شما این کار باید به چه صورت انجام گیرد ؟

این کار بستگی به کاری دارد که شما می خواهید آن را انجام دهید و مهارت هایی که در فیلم های واقعی و کامپیوتری وجود دارد با هم تفاوت های اندکی دارند .

در صحنه های فیلم های واقعی نورپردازی به صورت استفاده از توپ های کرومی، هماهنگی پلیتها ، فیلمنامه نویسی و دیگر موارد جریان پیدا می کند و باید انتخاب های دقیق انجام بگیرد اما خلاقیت کمتری در کار وجود خواهد داشت زیرا باید به هر حال یک تصویر ذهنی را در نظر داشته باشید و به آن برسید .

نورپردازی برای کارهای کاملا کامپیوتری خلاقیت بیشتری دارد زیرا فضای کار باز است . هم چنین رفرنس ها و تصویرهای ذهنی بسیار کمتری دارید.

برای کارهای گرافیک کامپیوتری کامل، من دنبال خلاقیت هنری انیماتور می گردم که در کنار مهارت های فنی اش قرار گرفته باشد. من برای هر نورپردازی که استخدام کرده ام دنبال این موارد بوده ام .

بنابراین انتخاب نورپردازی خاص بسیار مشکل است ؟

بیشتر به نظر می رسد که افرادی که نورپردازی می کنند افرادی فنی هستند تا هنری زیرا از قدیم جلوه های ویژه کامپیوتری همیشه امری فنی در نظر گرفته می شده است.
بیشتر انیمیشن های کامپیوتری مستلزم فعالیت های نیمه چپ مغز هستند یعنی در واقع فعالیت هایی منطقی، اما نورپردازی تا حدی شبیه بازیگری می باشد و فعالیتی مربوط به نیمه راست مغز است . در واقع برای این که یک فیلم را بسازید اگر همواره به منطق خود رجوع کنید فیلمی جالب در نخواهد آمد یا نهایتا به فیلمی خواهید رسید که شبیه مستند است .

ترکیب هنر و دانش می گوید : ” نورپردازی مربوط به فعالیت های سمت راست مغز است و اگر منطق زیادی به آن اضافه کنید احتمال این وجود دارد که نتیجه کار شبیه مستند شود” .

جرمی ویکری از شرکت پیکسار به من گفت که دوست دارد به جایی برسد که نهایتا افرادی را استخدام کند که در زمینه فیلمبرداری یا تصویر گری مهارت دارند نه در زمینه نرم افزارهای کامپیوتری .

موافق هستم. برای کارهای گرافیک کامپیوتری به صورت کلی با این موضوع موافق هستم. به هر حال دنبال بدست آوردن تصاویر خوب هستیم . بنابراین باید ابزارهای نرم افزاری به قدری آسان باشند که افراد خلاق بتوانند پیچیدگی های صحنه را در بیاورند و جریان کار هم باید به قدری آسان باشد که بتوانند روی کار اصلی شان متمرکز شوند تا بتوانند بهترین کار را ارائه کنند .

بنابراین چه قدر مانده تا برنامه ها و ابزار ها به آن صورت شفاف و ساده در بیایند ؟

این در حال حاضر هم در حال انجام است . تیم تحقیقات وتای ما وارد جریانی شده که به آن اشاره کردم یعنی تحقیق در رابطه با فیلمبرداری. در واقع بیشتر کمپانی های نرم افزاری هم به همین صورت عمل می کنند .

هم چنین به این نتیجه رسیدیم که می توانیم برای مثال بخش های فنی و هنری جداگانه داشته باشیم و نخواهیم آن ها را به صورت ترکیبی در یک فرد داشته باشیم .

چه قدر مانده به جایی برسیم که واقعا شاهد پاسخ بلادرنگی از ابزار های نورپردازی باشیم ؟

به نظر من بسیار به این موضوع نزدیک هستیم. مخصوصا اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همین الان هم ما به حالت های نزدیک به بلادرنگ رسیده ایم. مثلا برای نورپردازی شات ها و پیش نمایش فیلم و بافت سازی و این مسایل این موضوع تا حد زیادی همین الان هم وجود دارد .

چیزی که زمان بیشتری طول می کشد تا واقعی شود نوردهی گلوبال یا نوردهی کلی به صورت بلا درنگ می باشد . مخصوصا برای تصویری که یک مقدار پیچیدگی داشته باشد حافظه کارت های گرافیکی در حال حاضر پاسخگو نیستند .

با این حال اگر هدف نشان دادن نورپردازی واقعی باشد می توانیم دقت کار را بالا ببریم نه این که فقط روی سریع تمام شدن کار تاکید داشته باشیم . اگر به  پیش نمایش های فیلم ها بپردازیم می بینید که در زمینه رندر با فیلم نهایی بسیار تفاوت دارند .

صحنه ای بسیار نقاشی وار : منتس میگوید : در حال حاضر هنرمندان نورپرداز از سوال در این زمینه که “چگونه” کارشان را به صورت دقیق انجام دهند به سوال “چرا” رسیده اند.

هنرمند نورپرداز در طی دهه گذشته چه تغییراتی کرده است ؟

پیچیدگی صحنه ها بسیار بالا رفته است و دنیاهایی را خلق می کنیم که ده سال پیش اصلا قابل تصور نبوده اند . هم چنین نورپردازها هم باید جزئیات فنی که ناشی از حضور کامپیوترها شده است را درک کنند .

برای فیلم هایی که به طور کامل به صورت انیمیشن ساخته می شوند باید تاکید کنم که من به نورپردازی سینمایی بسیار اعتقاد دارم . برای یک هنرمند نورپرداز بسیار مهم است که رنگ ها را به همراه کامپوزیت و حرکت های نوری بشناسد تا از سوال چگونه به چرا برسد .

بسیار خوش شانس بودم که توانستم نورپردازی اصلی وتا را برای ۱۱ سال به عهده داشته باشم اما زمانی که کار روی آواتار را انجام دادیم که نصف کار به صورت کامل کامپیوتری بود سوالی برای من پیش آمد. به نظرم آمد که در آن جا باید بیشتر به صورت فیلمبردار عمل کنیم. بنابراین برای بررسی بیشتر کار به سراغ فیلمبرداری های خوب قدیمی رفتیم و آن ها را مورد مطالعه قرار دادیم .

تکامل فنی ابزار های نورپردازی باعث می شوند که کار به صورت هنری تری دربیایند. به گفته منتس نورپردازی برای باورپذیر کردن فیلم است اما به دلایلی دیگر لزومی ندارد که به گول زدن چشم بینندگان بپردازیم .

به نظر شما در آینده چه تغییراتی را شاهد خواهیم بود ؟

ابزارهایی که دور بر ما هستند بسیار تعاملی تر خواهند شد . نورپردازی مبتنی بر کارت گرافیکی هم کار را به صورت بسیار سریع تری پیش خواهد برد و نورپرداز ها در کارهای آینده نتایج واقعی تری را با صرف زمان های کمتر بدست خواهند آورد .

در زمینه رندر هم ما شاهد رندرهای دقیق تر و با سرعت بیشتر خواهیم بود که بیشتر در حالت تعقیب نور کار می کنند و می توانند دنیای واقعی را به صورتی دقیق تر از آن چیز که در گذشته وجود داشته نمایش دهند .

برای هنرمند نورپردازی این موضوع به چه مفهوم است ؟

کار نورپردازی نیاز به بررسی و شبیه سازی فیلم های واقعی دارد و کلک های گرافیک کامپیوتری کمی هستند که لازم هستند و نورپرداز بیشتر تمایل خواهد داشت که خود را درگیر کارهای واقعی کند یعنی در واقع نمی خواهد نور خود را در کف موضوع قرار دهد و سایه ها را خاموش کند یا از بین ببرد.

کار ساختن فیلم در واقع ساخت تصور یا توهم است و در زمینه نورپردازی هم این موضوع وجود دارد یعنی ما جای نورها را تعیین میکنیم و کاری می کنیم که واقعی به نظر برسند اما برای دلایل دیگر نیازی نیست با کامپیوتر به حقه متوسل شویم .

بنابراین مهم ترین توصیه به کسی که امروز کار را شروع می کند چیست ؟

توصیه می کنم که انگیزه های نورپردازی را درک کند و از سوال چگونه به سوال چرا برسند نورپردازی و نورها در واقع ضربه های قلم نقاشی هستند که روی بوم قرار می گیرند نه این که اشیاء را به صورت متفرقه و یا نورها را به صورت تصادفی در صحنه بگنجانیم.

یک کار خوب می تواند بررسی رفرنس های فیلم های واقعی باشد و بعد بررسی این موضوع که آیا می توان آن ها را به صورت کامپیوتری نورپردازی کرد یا خیر. برای این کار می توانید تصور کنید که فیلمبردار نورها را در کجای صحنه قرار داده و از انتخاب های او چیزهایی بیاموزید . بعد می توانید مدل های رندم و تصادفی را انتخاب کنید و بعد تصور کنید آن ها در فیلم هستند و آن ها را نورپردازی کنید .

تصور کنید که کل فیلم به صورن مجازی سکانسی است که در اختیار شما قرار داده شده است یعنی شما در مقابل یک صفحه سفید کاغذ هستید که حالا باید نورپردازی خوب را بر روی آن انجام دهید یعنی در واقع چیزی وجود ندارد و شمائید که باید فکر کنید کار بعدی به چه صورتی انجام بگیرد یعنی همان موضوع که چگونه ضربه های قلم نقاشی را به بوم بزنید. بعد باید فگر کنید به چه دلیل باید کار را به این صورت انجام دهید چون برای هر کاری باید دلیلی وجود داشته باشد .

برای من لحظه پایان کار پیتر پن لحظه ای بیادماندنی است. چون به صورت جادویی توانستیم فیلم را به صورتی طراحی کنیم که شبیه فیلمهای واقعی به نظر بیاید .

 

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از