صفحه اصلی خبرها درباره «سه بیلبورد، بیرون ابینگ میسوری»؛مانند تراژدی های یونانی

درباره «سه بیلبورد، بیرون ابینگ میسوری»؛مانند تراژدی های یونانی

«سه بیلبورد، بیرون ابینگ میسوری»؛مانند تراژدی های یونانی

آن جا که پیش روی ما قرار دارد، ایالت میسوری آمریکا است و زن رنج کشیده ای که از سطح خیابان گذر می کند، میلدرد هیز نام دارد. میلدرد (با بازی درخشان فرانسیس مک دورماند آمریکایی که اخیراً جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش اول سال را به خاطر بازی در این فیلم بُرد) از این شاکی است که چرا ۷ ماه پس از مرگ دلخراش دختر جوانش مسببان قتل وی پیدا و معرفی و مجازات نشده اند و چرا مقام های محلی این همه کوتاهی می کنند. او برای آرام کردن خودش و نهیب زدن به پلیس های محلی که بیکار نشسته اند، سه بیلبورد تبلیغاتی مستقر در منطقه محل زیست اش را اجاره می کند و روی آنها عباراتی را می نویسد که حاکی از پرسش های او درباره این قصورها و فراموش شدن مرگ دختر دلبند وی است.

عبور از مرزهای «بروژ»
به گزارش هنرانه ,این سومین فیلم بلند مارتین مک دوناف ایرلندی الاصل و تبعه بریتانیا پس از ویرانی های روی داده در فیلم «۷ روانی» و وقایع خاص کمدی- درام «در بروژ» است و همچون انها فضا و بافت و ساختار فیلم های مستقل و فاقد بودجه های کلان و رها از قید و بندهای استودیوهای بزرگ را دارد. اگر اولی را ناموفق بدانیم، «در بروژ» همیشه نقطه اوج کار مک دوناف برشمرده شده بود و او حالا با «سه بیلبورد» که برنده هفت جایزه گلدن گلوب منجمله جایزه برترین فیلم دراماتیک سال شد و کاندیدای ۷ جایزه اسکار هم شده بود و به دوتای آنها نیز دست یافت، از حدود و ثغور فیلم «در بروژ» هم فراتر رفته و فضای ترسیم شده توسط او همراه با موسیقی متنی که آمیخته با موزیک سنتی اسکاتلندی ها است، بر افکار بینندگان چنگ می زند تا بگوید در آمریکا حتی جنایات هولناک هم خواب مانده ها را بیدار نمی کند، «سه بیلبورد بیرون ابینگ میسوری» هر چه باشد، بهترین محل برای ارائه بازی هایی بسیار قوی از سوی اکثر هنرپیشه های فیلم بوده، به طوری که هم سم راک ول و هم وودی هارلسون به خاطر بازی در این فیلم مثل مک دورماند کاندیدای اسکار شده بودند و راک ول که جایزه گلدن گلوب نقش دوم مرد را ربوده بود، با کاندیدایی اسکارش شانه به شانه مک دورماند ساییده بود و در نهایت جایزه اسکار این رده را هم کسب کرد.
مقدمه ای بر یک دوئل وسترنی
گاهی به نظر می رسد که تشریح ماجرا و آنچه مک دوناف در سکانس های آغازین فیلم اخیرش ارائه می دهد، یک نوع مقدمه سازی برای برخوردی وسترن گونه و توام با دوئل های ویژه این ژانر در صحنه های بعدی است زیرا بدیهی می نماید که مقامهای مورد انتقاد قرار گرفته در بیلبوردهای استفاده شده توسط میلدرد بی تفاوت نمانند و پی تلافی کار او و به واقع حذف وی باشند. روی یکی از بیلبوردها با قلم میلدرد آمده است: «تعرض و مرگ برای دخترم» و روی دیگری حک شده: «ولی بازداشتی در کار نیست» و سرانجام روی سومی ذکر شده است: چرا کاری نمی کنی، رییس ویلاگبی؟
ویلاگبی مورد اشاره در بیلبورد نصب شده در نقطه ورودی شهر ابینگ، به واقع رییس پلیس منطقه است و وودی هارلسون به قدری این رل را خوب بازی کرده که انگار لباسی کاملاً قواره بدن اوست. دست راست و افسر ارشد وی به نام دیکسون هم که یک مرد تندخوی مجری تبعیض نژادی است، با بازی سم راک ول تبدیل به یکی از بهترین «آدم بد»های هنر سینما در سالهای اخیر شده است.
توضیحات بی فایده
میلدرد برای نهیب زدن هر چه بیشتر به این رقبای خطرناک حتی دست به مصاحبه ای تلویزیونی هم می زند و ویلاگبی ابتدا می کوشد در دیدارهایی رو در رو میلدرد را قانع کند که هر کاری از دستش برای کشف ریشه های قتل دختر وی بر می آمده، انجام داده اما ثمر نداده است. ویلاگبی در قدم بعدی ادعا می کند که دچار سرطان پیشرفته است و عمرش به جهان باقی نیست اما میلدرد حتی توسط اکثر اطرافیانش به استمرار کمپین شخصی اش تشویق می شود و یکی از آنها پسر وی به نام رابی (لوکاس هجز) است که به مادر و جمع متعرضان می پیوندد و همسر سابق میلدرد هم به نام چارلی (جان هاوکیز) وارد معرکه می شود حال آن که پیشتر کارش با او به کتک کاری هم کشیده شده بود و اینک با زنی دیگر به نام پنه لوپ (سامارا ویوینگ) ازدواج کرده و حتی این زن جوان تر هم با میلدرد در مبارزه ای که او با پلیس های ظالم منطقه دارد، همسو است.
از کارهای کوئن تا این رل غنی
میلدرد هیز اصولاً غنی ترین رلی است که مک دوناف در عمر هنری اش برای یک زن نوشته است و فرانسیس مک دورماند که ۳۴ سال پیش با «خون ساده» اولین فیلم بلند برادران کوئن به چشم می خورد و ۲۲ سال پیش جایزه اسکار برترین بازیگر زن نقش اول سال را به خاطر بازی در فیلم دیگری از این برادران به نام «فارگو» و در فضای پلیسی- جنایی آن فیلم کسب کرد، در ارائه خصوصیات این زن مغبون و معترض چیزی همانند حالات تراژدی های کلاسیک یونانی است و خشمی راسخ را ضمیمه نمایش خود کرده و در عین حال وجدانش آن قدر بیدار مانده است تا بفهمد بازتاب برخی کارهایش مساعد نبوده است. او عقب نشینی نمی کند و تند و صریح حرف می زند و برای واکنش در قبال هر تهاجمی آماده است تا یک ضد قهرمان پر خدشه باشد. یکی دیگر از دلایل تجلی این فیلم استفاده وسیع مک دوناف از دیالوگی سرشار از برخوردهای کلامی کاراکترها با یکدیگر و توام با لحن و نفرینی است که مرگ فرزند دلبند میلدرد دور و بر وی و وابستگانش ایجاد کرده است.
لبخند به گوزن
همین فاکتور و انتخاب محیط ها و کارهای مناسب کمک کرده است تعداد صحنه های به یاد ماندنی در این فیلم اندک نباشد و یکی از آنها موقعی است که میلدرد مشغول گل کاشتن دور و بر بیلبوردها است و ناگهان یک گوزن از درون گیاهان جنگل دور و بر جاده سر بر می آورد و میلدرد که پس از ماهها خشم و نفرت با دیدن این گوزن جستجوگر مهربان شده، خطاب به وی حرف های امیدوارکننده می زند و لبخندی کوچک بر سیمایش نقش می بندد. این از معدود صحنه های امید آفرین در میان کلکسیون سکانس های تلخ و هشدار دهنده پیرامون ابینگ است. سکانس هایی که مک دوناف طی آنها می گوید برخی زخم ها درمان نشده اند و بعضی جنایات مجازات نشده می مانند و از این منظر «سه بیلبورد» شبیه به فیلم «Calvary» و پیام های آن می شود. فیلمی جنایی که جان مایکل مک دوناف برادر مارتین آن را ساخته و همان قدر واقعیت گرایی تلخ دارد.
مشخصات فیلم
عنوان: سه بیلبورد، بیرون ابینگ میسوری»
محصول: کمپانی های بلوپرینت و سرچ لایت
تهیه کنندگان: گراهام برودبنت، پیتر ژرنین، برگن سوانسون و دیارمویید مک کئون
سناریست و کارگردان: مارتین مک دوناف
مدیر فیلمبرداری: بن دیویس
تدوینگر: جان گریگوری
موسیقی متن: کارتر برول
طول مدت: ۱۱۵ دقیقه
بازیگران: فرانسیس مک دورماند، وودی هارلسون، سم راک ول، ابی کورنیش، لوکاس هجز، زلیکو ایوانک، کالب لاندری جونز، کلارک پیترز، سامارا ویوینگ، جان هاوکز، پیتر دینکلیج و آماندا وارن.
منبع: Sight and Sound

بارگذاری بیشتر در خبرها

پاسخ دهید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از