صفحه اصلی خبرها نگاهی به قسمت دوم فیلم «غریبه ها»؛رودررو با سه نقابدار دیوانه

نگاهی به قسمت دوم فیلم «غریبه ها»؛رودررو با سه نقابدار دیوانه

128
غریبه ها

 در سال ۲۰۰۸ یک فیلم ترسناک به نام «غریبه ها» هم در زمینه فروش و توفیق تجاری در آمریکا و اروپا خوب عمل کرد و هم منتقدان فیلم و سینما را راضی ساخت اما ۱۰ سال بعد از آن تاریخ ادامه ای بر آن فیلم که عبارت تکمیلی «شب ها دعا می کند» را هم یدک می کشد بیش از آنکه توفیق های فیلم نخست را تکرار کند، این سوال ضروری را مطرح می سازد که چه نیازی بر ساخت قسمت دوم مترتب بوده است. آنچه بر فیلم اول اضافه شده، افزودن دو قربانی تازه و بیشتر کردن میزان خشم و خونریزی در فیلم دوم است.

به گزارش هنرانه ، این فیلم به جمع کارهای موسوم به Slasher تعلق دارد و این واژگان در غرب به آثاری اطلاق می شود که از خونریزی به شکلی تند و فجیع و روحیات جنایتکارانه نشأت می گیرد و سبعیت از اصول عمده قصه است. با این حال سال پیش فیلم «فرار کن» ساخته هوشمندانه جوردن پیل ثابت کرد که برای ارائه یک فیلم ترسناک تازه و موفق نیازی نیست که قتل های تند و حرکات بیرحمانه بر روی انسان های گرفتار شده در دام قاتلان اهریمنی به تصویر کشیده شود و می توان بدون اینگونه صراحت لهجه ها هم دلهره خلق کرد و مردم را تا پایان فیلم به دنبال خود کشاند.
درون یک خانه تریلری
یک دهه پیش در فیلم اوری ژینال خانه و خانواده ای را می دیدیم که تحت تهاجم سه فرد نقابدار مجنون قرار می گیرند و تفاوتی که فیلم دوم با چنان فیلمی دارد این است که اعضای یک خانواده چهار نفره را به جای قرار دادن در یک خانه سنتی و ساکن درون یک خانه متصل شده به یک تریلر و در یک پارک تقریباً متروکه مقابل ما قرار می دهد. آنها می خواهند شب را در چنین مکانی به صبح برسانند و سپس به مسیر خود ادامه بدهند ولی اتفاقات سوء و رویدادهایی هولناک آنها را زمین گیر و عفریت مرگ را مقابل شان سبز می کند. خانواده چهار نفره این فیلم طبعاً از یک پدر به نام مایک (با بازی مارتین هندرسون)، یک مادر به اسم سیندی (کریستینا هندریکس) و پسر و دختر نوجوان آنها شکل می گیرد که نام پسرک لوک (لوییس پولمن، پسر بیل پولمن فقید، هنرپیشه مطرح دهه ۱۹۹۰ و اوایل و اواسط دهه ۲۰۰۰) و اسم دخترک کینزی (بایلی مدیسون) است، پسرک تقریباً نرمال و قابل حساب است اما کینزی سر پرشور دارد و دائماً نق می زند و به ندرت سرش را از روی صفحه موبایلش برمی دارد. همه اینها نکاتی کوچک و کم ارزش در قیاس با اتفاقات اصلی است که در سکانس های بعدی فیلم مشاهده می شود.
کشف جسد بی جان
موقعی که دختر و پسر نوجوان خانواده دیروقت شب گشتی در آن منطقه و در دشتی متروکه می زنند، گذارشان به یک خانه تریلری می افتد که در گوشه ای قرار دارد و متروکه به نظر می رسد، آنها وارد خانه می شوند و برخلاف انتظارشان یک جسد بی جان را می یابند. لوک و کینزی سراسیمه و هرسان به نزد پدر و مادرشان می روند و کشف تلخ خود را به اطلاع آنها می رسانند. پس از گفت و گو و مشورت بین آنان قرار می شود که پدر و پسر برای تحقیق درباره قتلی که روی داده به آن خانه برگردند و مادر و دختر به خانه تریلری دیگری که در آن ساکن بوده اند، رجعت کنند و منتظر بازگشت پدر و پسرش بمانند. با این حال سیندی و کینزی به محض بازگشت به خانه متوجه می شوند که تمامی خطوط تلفنی خانه شان قطع و به واقع معدوم شده است. از اینجا به بعد است که آشوب بر همه چیز حاکم می شود زیرا همان مهاجمان و متجاوزان یکه در فیلم نخست دیده بودیم یک بار دیگر وارد عمل می شوند. آنها با ماسک هایی بر چهره در فیلم اول کاراکترهای اسکات اسپیدمن و لیو تایلر را دچار وحشت کرده بودند و با نامهای صورت عروسکی، دختر نمایشی و مرد نقابدار شناخته می شدند و البته هیچکدام چندان حرف نمی زنند و فقط چاقوهایی حمل می کنند که بیش از حد بزرگ و هولناک است و با همین وسایل و کارها، فقدان شخصیت سازی برروی آنها و مبهم ماندن قسمتی از وجوه کاراکتر آنها تا حدی پوشش داده می شود.
دست و سرهای قطع شده
یوهانس رابرترتس کارگردان این فیلم که سال پیش یک فیلم پردلهره موفق به نام «۴۷ متر زیر خاک» را رو کرد، آشوبی را که از طریق رویارویی اعضای این خانواده و گروه مهاجمان شکل می گیرد نه لزوماً به شکلی با کلاس و شیک بلکه با اثرگذاری قابل توجهی ترسیم می کند و در چنین هنگام دست و سرهای زیادی قطع می شود و یا تا مرز فروپاشی پیش می رود. شاید برای اکثر هنرپیشه های فیلم که شهرت چندانی ندارند، این فیلم وسیله ای در راه رسیدن به آن است اما کریستینا هندریکس که شناخته شده ترین آنها است در صورت چشم داشتن به نقطه ای رفیع تر در این حرفه، بهتر بود و هست که به فیلم های باکلاس تری روی می آورد و این فیلم با این سطح و روال لااقل برای او کوچک است. هر شرایط و توقعی را در انتظار با سایر بازیگران این فیلم قائل باشیم، فیلم رابرتس تماشاگران خود را وارد یک بلوا و ناامنی بزرگ می کند و این البته بیش از اینکه نشانگر کیفیت بالای فیلم باشد از رویکرد فیلمسازان به هر اتفاق و ماجرایی می گوید که هیجان را بالا ببرد و ترس و دلهره را بیشتر بر سالن های سینما حاکم سازد.
ادای احترام به فیلم نخست
دیالوگ ها در این فیلم نه چندان پرشمار و بیشتر با تک عبارات و جملات کوتاه همراه است و این محصول سناریویی است که برایان برتینو و بن کتایی به اتفاق یکدیگر برای این فیلم نوشته اند و دومی (کتایی) همانی است که ۱۰ سال پیش هم سناریوی فیلم اول را نوشت و هم خودش آن را کارگردانی کرد.
همین مسئله و ارتباط فیلم دوم با قسمت نخست سبب شده در جاهای مختلف و به دفعات در جریان فیلم جدید به قسمت نخست ادای احترام شود و یا جملاتی ذکر شود که در قسمت اول نیز آمده بود و یا کامل کننده آن عبارات قبلی هستند. به عنوان مثال در فیلم اول چند بار از سوی متجاوزان گفته می شود که اگر به خانه تان ریخته ایم، به این سبب است که اینجا حضور دارید و در فیلم دوم همان متجاوزان و یا ادامه دهندگان راه آنها از صاحبخانه های متوحش شده می پرسند: چرا به خانه تان نریزیم؟!
هر چه قدیمی تر، بهتر
نشانه ها و شواهد و ریتم و اتفاقاتی که گفتیم سبب شده فیلم فعلی بسیار شبیه به سبک و روال فیلم های ژانر ترسناک و کارهای Slasher دهه ۱۹۸۰ شود که از درون شان فرانچیزهایی سطح پایین اما بسیار سودساز و افسانه ای همچون «جنایت در خیابان الم» و «جمعه سیزدهم» بیرون آمد و برخی کاراکترهای آن فیلم ها و همچنین تریلوژی دهه نودی «جیغ» مانند فردی کروگر اینک به تاریخ سینما تعلق دارند و تمام آثار سبک «هارور» (وحشت) ۲۰ سال اخیر و حتی فیلم های ترسناک روشنفکرانه تر این ایام نیز به آن فیلم وامدار هستند و از آنها تاسی جسته اند.
سازندگان قسمت دوم «غریبه ها» از سلاح هایی اضافی نیز برای پیوند خوردن به آن فیلم ها و ماندگاتر و نوستالژیک تر و هولناک تر شدن بهره گرفته اند و یکی از آنها پخش برخی ترانه های عامه پسند و تأثیرگذار آن ایام (دهه ۱۹۸۰) در متن فیلم شان است و «کسوف کامل قلب» ساخته جیم استاین من از آن قبیل کارها است. انگار ترس عنصر کلاسیکی است که هر چه قدیمی تر باشد، اصیل تر و بهتر است.
مشخصات فیلم
 عنوان: «غریبه ها: شب ها دعا کنید»
 محصول: کمپانی های فیزفلیسیتی و وایت کامت فیلمز
 تهیه کنندگان: جیمز هریس، وین مارک گادفری، مارک لین، رابرت جونز و تره ور میسی
 سناریست ها: برایان برتینو و بن کتایی
 کارگردان: یوهانس رابرتس
 مدیر فیلمبرداری: رایان سامول
 تدوینگر: مارتین برینکلر
 موسیقی متن: ادریان جابستون
 طول مدت: ۸۵ دقیقه
 بازیگران: کریستینا هندریکس، مارتین هندرسون، بایلی مدیسون، لوییس پولمن و دیمی ین مافه یی.
 منبع: بانی فیلم – Film Comment

بارگذاری بیشتر در خبرها

پاسخ دهید

avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از