نقد فیلم

نقد و بررسی سریال سرگذشت ندیمه

شبکه Hulu در مقایسه با شبکه های ثروتمند و قدرتمندتری نظیر نت فلیکس و HBO قطعاً از محدودیت های بیشتری برای ساخت سریال برخوردار است اما انتشار دو فصل از سریال « سرگذشت ندیمه » (The Handmaid’s Tale) توانست این فاصله را تا حد زیادی جبران نماید. شاید اگر تهیه کنندگان نتفیکس کمی باهوش تر بودند می توانستند حق اقتباس رمان معروف « سرگذشت ندیمه » به نویسندگی مارگارت اتوود را خریداری کرده و محصول موفق دیگری را در سرویس پخش آنلاین خود برای مخاطبانشان قرار دهند. اما در این مورد خاص بخت با آنها یار نبود و Hulu با سریال « سرگذشت ندیمه » توانست جوایز فراوانی را کسب نماید و عنوان یکی از بهترین سریال های یک دهه گذشته را از آن خود کند.

داستان سریال برخاسته از تفکر قدیمی و مهیبی است که کماکان در میان ملت های جهان رایج است و در سینما نیز بارها به آن پرداخته شده است. پیش از این فیلمسازان معروفی مانند فرانک دارابونت در فیلم مستقل « مه » نیز به این موضوع پرداخته بودند که اتفاقات ترسناک که انسان را از مدیریت آن عاجز می کند، می تواند تکیه آدمی بر قانون و منطق را از میان ببرد و او را به سنت های ترسناک قرون گذشته سوق دهد و تعریف کج و نامفهومی از سلطه مذهب بر زندگی انسانها داشته باشد. در سریال « سرگذشت ندیمه » نیز جامعه آمریکا در دورانی به تصویر کشدیه می شود که توانایی انسانها برای خلق زندگی راه به جایی نمی برد و فرزندان بصورت مرده متولد می شوند.

این موضوع می توان منشاً زیست محیطی داشته باشد یا فعالیت های مخربانه انسان که بر مکانیزم های بدن انسان تاثیر منفی بر جای گذاشته باشد. اما در عوض مردم احساس می کنند که این اتفاق به دلیل خشم پروردگار بر زندگی  و فسادی که بر زمین جاری می کنند است و به همین دلیل ساختار حکومت تغییر می کند و یک حکومت مذهبی افراطی قدرت را در دست می گیرد. حکومتی تمامیت خواه مسیحی تحت عنوان « گیلیاد» که تمام قوانین اجتماعی را در هم می شکند و آزادی هایی که در گذر تاریخ شهروندان موفق به کسب آن شده بودند را از آنها می ستاند. زنان را از خواندن و نوشتن و فعالیت های اجتماعی منع می کند و آنها را تنها برای مقاصد خانه داری و آشپزی و مهمتر از همه، فرزند آوری طبقه بندی می کند.

تصویری که در سریال از حکومت « گیلیاد» ترسیم می شود شاید در نگاه اول مشابه حکومت هایی باشد که با تکیه بر مذهب در حال حکمرانی می باشند. اما نکته مهم اینجاست که در حکومت « گیلیاد» تنها گفتمان و روش ها از میراث مسیحیت تبعیت می کند اما اقدامات عملی، ارتباطی با آموزه های حضرت مسیح ندارد. حکومت تمامیت خواه تنها به بهانه مذهب، ظلم و خودکامگی های خود را بر شهروندان روا می دارد و حق زندگی آنها را سلب می کند. در این حکومت مردمان قادر نیستند ازدواج و پیمان زناشویی ببندند چراکه پیش از این امر می بایست مورد تایید حکومت قرار بگیرند و اگر تخطی در این ماجرا صورت بگیرد، سرنوشت زن به عنوان ندیمه در نظر گرفته می شود و می بایست خود را برای فرزند آوری آماده کند که شخصیت اصلی داستان به نام « جون » یکی از قربانیان این اتفاق است.

جون که الیزابت ماس نقش آن را ایفا می کند، راوی اصلی قصه است. او مشاهدات خود را از دوران حکومت گیلیادبازگو می کند و تماشاگران را با ابعاد ظلم گسترده این حکومت آشنا می کند. جون در میان تمام زنانی که به نظر می رسد سرنوشت ندیمه گری و حقارت را پذیرفته اند، یک مورد عادی محسوب می شود. عادی را از این جهت بیان کردم که اعلام کنم جون تفاوتی با زنهای عاددی ندارد. خواسته های او خواسته های عادی زندگی یک انسان است. او مانند هر شهروند دیگری دوست دارد کار کند و ورزش کند و رویدادهای اجتماعی واکنش نشان دهد اما حکومت « گیلیاد» حتی از چنین زندگی عادی نیز وحشت دارد و به همین جهت شرایط زندگی را برای جون سخت می کند و اتهامات گوناگونی را علیه او به کار می گیرد.

در جریان کشمکش بین جون و حکومت و شخصیت های فرعی قصه که ظلم را از نقطه نظر خود در  داستان تکمیل می کنند، شاید بد نباشد نگاهی به تصاویر هنرمندانه ای بیندازیم که در قاب سریال نقش می بندند. خالقین سریال به خوبی می دانستند که در حکومت های خودکامه با رگه های افراط گرایی مذهبی، نمی بایست نشانی از رنگ وجود داشته باشد. از این رو در سریال « سرگذشت ندیمه » رنگ مات آبی، رنگ یکدست سریال می باشد که بتواند فضای مرده و خفقان آور را به بهترین شکل ممکن در ذهن تماشاگر تداعی نماید. ویژگی دیگر سریال که از نقاط برجسته آن نیز محسوب می شود، فیلمبرداری عالی است که هرگز اجازه نمی دهد تماشاگر حسی به غیر از حس خفگی را تجربه نماید! در سریال « سرگذشت ندیمه » حتی زمانی می رسد که دوربین به فضاهای بیرونی می رود و در طبیعت تصویری ثبت می کند اما حتی در این موقعیت هم نمی توان نشانی از زندگی در سریال یافت!

سریال « سرگذشت ندیمه » به خوبی اهمیت فرهنگ و دانش را به تماشاگرانش یادآوری می کند. در حکومت های خودکامه ای مانند « گیلیاد» شاید بتوان با زنجیر و جبر کنترل جمعیت را بدست گرفت و برای مدتی افراد جامعه را به زنجیر کشید. اما در نهایت اهمیت قلم است که می تواند نقش بسزایی در تغییر شرایط موجود داشته باشد. خواندن و نوشتن این اجازه را می دهد که آگاهی عمومی افزایش یابد و جون در سریال « سرگذشت ندیمه » دقیقاً همان قلم متحرک ترسناکی است که « گیلیاد» را به چالش می کشد.

منتقد : رضا توسلی از مووی مگ

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن