صفحه اصلی خبرها گیشه چند میلیاردی داریم، پس محبوبیم!

گیشه چند میلیاردی داریم، پس محبوبیم!

59

تماشاگران شاکی از جنس فرهنگی بنجلی که قالبشان شده، برای اعتراض ناچارندکامنت منفی بگذارند


به گزارش هنرانه، به نقل از  بانی فیلم،  البته شاید تقصیری هم نداشته باشند. این بنجل سازان امروز سینمای ایران و اعوانشان را می گوییم که به بهانه «بازگشت سرمایه تولید» و با این کلیدواژه، چراغ کارخانه تولید کمدی های سخیف و بی مزه را روشن نگاه داشته اند و همین طور می تازند. عمرشان بسته به بقای همین کمدی های آبکی است. اما اینکه بیایند با اتکا به یک کلیشه نخ نما و متزلزل، یعنی گیشه فیلم به فیلمشان مشروعیت هم بدهند دیگر از آن حرفهاست. فیلمهایی که مشکلات ساختاری و روایی شان از چند فرسخی فریاد می زنند و تماشاگر خیلی از آنها که در مواجهه با این فیلمها در سالن گرفتار آمده، چاره ای غیر از تحمل یا خروج از سالن ندارد. با این وصف، همچنان صاحبان این فیلمها هفته به هفته دو میلیارد – واقعی یا الکی؟!- روی هم می گذارند و با تکیه به چنین گیشه ای، از خود دفاع می کنند. گرچه در سینمایی که گفته می شود نیمی از اقتصاد آن در انحصار یک شخص است، این مادی گرایی محض چندان هم نباید بیراه باشد! همان کسانی که تابناک در موردشان نوشته «افزایش ابعاد اقتصاد سینمای ایران در سال‌های اخیر، نتوانسته منجر به تقویت گروه‌های فیلمسازی و شکل‌گیری کمپانی‌های فیلمسازی شود و ایده‌هایی که در این زمینه نیز مطرح بود، روی کاغذ ماند. در عوض، بخش اعظمی از درآمد حاصل از اکران به جیب برخی پخش کننده‌ها رفت که سلاطین کنونی سینمای ایران هستند. عنصر اصلی این بازی، یکی از پخش کنندگان است که گروهی شناخته‌شده را نمایندگی می‌کند و تقریباً کنترل نیمی از فروش سینمای ایران را در اختیار دارد».
هرچند با این حساب این صدها نفری هم که می آیند و اعتراضهای تند می کنند و بازیگران این دسته از فیلمها را به چالش می کشند، فیک و جعلی هستند و فقط بلیت فروشی و گیشه محل ارجاع و مستند است!
نیم نگاهی به بخش نظرات مطالب مربوط به دو شبه کمدی درنیامده این روزهای سینمای ایران و تماشای پستهایی با کامنتهای بسته شده در صفحات اغلب عوامل آنها اما نشان از واقعیتهای دیگری دارد.
فیلمهایی که لابد با توجه به عنوان «پرفروش»، قرار است بر سبک زندگی مردم هم موثر باشند و طرز تلقی، ارزش، شیوه های رفتار و سلیقه افراد را مهندسی کنند. اما آیا این سینما می تواند و اصلا بلد هست که الگوی مناسبی به تماشاگرانش ارائه دهد. وقتی یکی از مدیران سینمایی فعلی با تاکتیک فرار به جلو، سخیف خواندن این کمدی ها را توهین به شعور و شخصیت تماشاگران می داند تا منتقدان به وضع آشفته امروز فیلمسازی را به خیال خودش آچمز کند، دیگر چه انتظاری از بقیه باید داشت.
انتظار بیهوده برای وظیفه ای که محقق نمی شود.
ولی واقعا مردمی که بعد از تماشای فیلم های مورد انتقاد امروز، راهی برای اعتراض علنی و پس گرفتن هزینه بلیت ندارند، چطور در سبد محبوب نمایی این فیلم ها جا داده می شوند.
این را مقایسه کنید با فیلمهای شریفی که بشدت خوش ساخت هستند و خوب هم می فروشند.
همین الان «مغزهای کوچک زنگ زده» ساخته هومن سیدی حتی اگر گوش به حرف منتقدانی که از کپی بودن آن از فیلم «شهر خدا» (City of God) به کارگردانی فرناندو میرلیس می زنند هم بدهیم، باز هم یک فیلم جذاب و دغدغه مند است. فیلمی که در مرز فروش ۱۰ میلیارد تومان است و الحق این گیشه را با شایستگی و نه ضرب و زور به دست آورده است. در نقد و تحلیل فیلم، بارها در بانی فیلم و رسانه های دیگر نوشته و گفته شده، اما فروش میلیاردی این فیلم حتی اگر در راستای ارائه الگوی زندگی و ترویج اخلاق مداری هم بررسی شود باز جای تقدیر دارد. فیلمی که دردمند است و روی پنهان زندگی در کلان شهر تهران را پیش روی تماشاگرش به نمایش می کشد.
در آنسو دو شبه کمدی غیرخنداننده این روزها قرار دارند که زیر بار فشار کامنتها و نقد های منفی مردم و منتقدان سر خم کرده اند. «لس آنجلس تهران» به گواه آمار رسمی فروش از مرز پنج و نیم میلیارد گذشته و «خانم یایا» به ۷۰۰ میلیون تومان فروش رسیده است. افزایش بلیت فروشی این فیلم ها فقط و فقط به بالا رفتن شمار تماشاگران ناراضی ای می انجامد که برای اعتراض به جنس فرهنگی بنجلی که قالبشان شده، ناچارند کامنت منفی بگذارند.
یکی درباره «لس آنجلس تهران» در ذیل نقدی کامنت گذاشته «به نظر من صحنه رپ مزخرف ترین سکانس بود،اون لحظه واقعا دلم میخواست بلند شم و سینما رو ترک کنم.خنده های مهناز افشار تو سکانس دزدی هم یکی از رو مخ ترین سکانس ها بود،لوس بازی های مهناز افشار اعصاب خرد کن بود.تهیه کننده و کارگردان فقط با پوستر و بازیگر های خوبی که تو فیلم بازی میکنن فروش میکنه و واقعا جای تاسف داره که همچین فیلمی اجازه  اکران میگیره و وقت و پول من بیننده رو اینطور تلف میکنه،و تاسف بیشتر رو برای پرویز پرستویی باید خورد که تو یک همچین فیلم بی سر و ته و بی فیلنامه ای بازی کرده و باعث شد دفعه بعد وقتی رو پوستر یک فیلم دیدمش صرفا به خاطر حضور پرویز پرستویی قصد دیدن فیلم رو نکنم».
دیگری درباره همین فیلم در زیر پست پرویز پرستویی بازیگرش گلایه کرده «خداوکیلی افتضاح بود فیلم.من استاد پرستویی رو دوست دارم و فقط بخاطر حضور ایشون رفتم فیلم رو دیدم.ولی واقعا در پایان پشیمان شدم».
همین روال را درباره فیلم «خانم یایا» هم شاهد هستیم. مثلا نظر یک تماشاگر را بخوانید: «من فقط می تونم یک چیز بگم:حیف آدم که بره این فیلم رو ببینه.حیف پول حیف وقت و حیف همه چیز.واقعا شعور مردم رو زیر سوال بردند با ساختن این فیلم که البته افت داره اصلا اسم فیلم رو روش بذاریم».
این دو فیلم تازه به مدد چهره های معروف سینمای ایران به چنین وضعی افتاده اند و در واقع اعتبار هنرمندانشان را هم دستخوش آسیب کرده اند. جریانی که در بلندمدت می تواند اعتبار سینمای ایران را هدف بگیرد و اعتماد تماشاگران را به تولیدات آتی آن از میان ببرد.
حال آنکه گویا فعلا گوش خیلی ها در این سینما به گسترش و قوت یافتن این موج، بدهکار نیست و پروانه نمایش فیلمهای مشابهی هم صادر شده که حاصلش احتمالا در ماه های آتی در سینمای ایران نمود خواهد یافت.

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  اشتراک در  
اطلاع از