صفحه اصلی خبرها برای «تلما» عاشق شدن خیلی مشکل زاست

برای «تلما» عاشق شدن خیلی مشکل زاست

کارگردان «تلما» که راهی فستیوال تورنتو است، از این پروژه جدید، چیزهایی که در دهه هشتاد میلادی به او الهام بخشیدند و خطراتی که فیلمسازی در نروژ را تهدید می کنند می گوید.

به گزارش هنرانه ,به نقل از ورایتی، فیلم جدید کارگردان نروژی یواخیم تری یر (Joachim Trier) یعنی «تلما» که برای نخستین بار روز یکشنبه بیستم آگوست در چهل و پنجمین فستیوال بین المللی فیلم هائوگسوند نروژ به نمایش درآمد، در بخش «نمایش ویژه» در فستیوال تورنتو هم پخش می شود و بعد به فستیوال فیلم نیویورک در مرکز لینکلن منتقل می شود که از روز بیست و هشتم سپتامبر کارش را آغاز می کند و تا پانزدهم اکتبر ادامه دارد.

فیلم قبلی اش که «پر صداتر از بمب ها» با نقش آفرینی جسی آیزنبرگ، گابریل برن و ایزابل هوپر بود، تبدیل به نخستین فیلم نروژی رقابت کننده برای دریافت نخل طلای کن در ۳۶ سال گذشته شد. این فیلم هشت جایزه فستیوالی و همچنین جایزه با افتخار «انجمن فیلم شمال اروپا» را از آن خود کرد.

تری یر می گوید: «طی چهار سال گذشته من دو فیلم پشت سر هم ساخته ام بنابراین برای من دوران شلوغی بوده است.» یکی از فیلم هایش در نیویورک فیلمبرداری شد که «پرصداتر از بمب ها» محصول سال ۲۰۱۵ بود و برای فیلم دوم او به اسلو و زبان مادری خودش بازگشت. فیلم «تلما» که با بودجه ۴۸ میلیون کرون نروژی (۶ میلیون دلار) ساخته شده، داستان یک دانشجوی خجالتی را تعریف می کند که به تازگی خانواده مذهبی خودش که در شهری کوچک زندگی می کردند را ترک کرده تا به مطالعه بیولوژی در دانشگاه اسلو بپردازد. آنجا او عاشق دانشجویی به نام آنیا می شود و در عین حال دچار حمله های صرع شدید می شود که تمام این ها نشانه هایی از قدرت های ماوراطبیعی غیرقابل توصیف هستند.

آیلی هاربو بازیگر نروژی نقش تلما را بازی می کند و کایا ویلکینز، هنریک رافائلسون و الن دوریت پیترسن دیگر بازیگران فیلم هستند. بعد از «نقش آفرینی دوباره» سال ۲۰۰۶ و «اسلکو، سی و یکم آگوست» سال ۲۰۱۱، این سومین فیلم تری یر است که فیلمنامه آن در همراهی با اسکیل ووگت فیلمنامه نویس نروژی به رشته تحریر درآمده است. توماس روبسام برای کمپانی ماتلیز در همراهی با گروهی از کمپانی های اروپایی از جمله اسنوگلوب از دانمارک، بی-ریل از سوئد و لو پکت از فرانسه این فیلم را تهیه کرده است.

تری یر زمانی را به یاد آورد که نخستین بار در مورد این پروژه با شریک نویسندگی اش صحبت کرد: «درست است، دخترهایی که قدرت های ماوراطبیعی داشته باشند در اسلو نادر هستند، اما من و اسکیل می خواستیم چیزی واقعا فوق العاده بسازیم.»

هم تریه یر و هم ووگت در دهه هشتاد میلادی بزرگ شدند، رمان های استیون کینگ و کارتون های ژاپنی می خواندند و به موزیک های سینتسایزر دهه هفتاد و هشتاد مثل جان کارپنتر و تنجرین دریم گوش می کردند. سوال آن ها این بود که آیا می خواهند این نوع مسایل را هم قاطی داستانی در مورد دختری نروژی بکنند که متوجه می شود چیزی در اعماق وجودش دارد باعث می شود کنترل زندگی اش را از دست بدهد.

تریه یر می گوید: «ما چیزی می خواستیم که پتانسیل بصری مورد نیاز برای ورود به کابوس ها و راز و رمزها را داشته باشد و روی یک ژانر خاص تکیه کند؛ داستانی که بیشتر از اینکه بخواهید یک قصه تمثیلی باشد، بتواند داستانی ماوراطبیعی باشد که در عین حال هنوز هم در مورد انسان هاست. بعد سعی کردیم این را تعیین کنیم که دقیقا چطور می خواهیم این داستان را تعریف کنیم.

او اضافه می کند: «برای شخصیت تلما، عاشق شدن خیلی مشکل زاست و بعد هم مسایلی که آرزو می کند به وقوع می پیوندند، یا آیا واقعا اینطور خواهد شد؟»

تریه یر گفت پیدا کردن بازیگر زن اصلی سخت بود چون باید کسی می بود که بتواند با مارها و زیر آب بازی کند. اما بعد آن ها توانستند آیلی هاربو را پیدا کنند که حتی حاضر بود بدلکاری هایش را هم خودش انجام دهد.

تری یر می گوید: «او حقیقتا برای این نقش خیلی جلو رفت. فکر نمی کنم هرگز در زندگی ام انقدر نگران بوده باشم. او برای این فیلم جلسه های روانشناسی رفت و تمرین های نفس گیری خاص انجام داد تا حمله های صرعش واقعی به نظر برسند. نقش آفرینی اش خارق العاده است. کاملا می توانم تصور کنم که او بازیگر بزرگ بعدی است که از اسکاندیناوی بیرون می آید.»

به گفته تری یر، با توجه به اینکه نزدیک به ۲۰۰ شات سی جی آی در فیلم وجود دارد، جلوه های تصویری اش «وقت گیر» بودند. او اضافه می کند: «یکی از تکنیسین های مان گفت داری سعی می کنی با بودجه یک فیلم نروژی چیزی بسازی که شبیه یک فیلم کریستوفر نولان یا دیوید فینچر است. ما تمام بهترین خانه های تهیه فیلم نروژ، دانمارک و سوئد را دیدیم. مسئولیت سبک بصری این فیلم مشترک با آن ها بود.»

اسبن سایبرگ که یک مسئول دانمارکی بازبینی جلوه های تصویری است، مسئولیت هدایت تیمی را بر عهده داشت که ظاهر جذاب این فیلم را کامل کرد که البته تا دو هفته پیش از فستیوال هائوگسوند هم کامل نشده بود. تری یر می گوید: «من وقتی ۱۸ سال داشتم با اسکیل (ووگت) آشنا شدم که ۱۹ ساله بود. ما هوادار فیلم بودیم و با هم می رفتیم سینما؛ من خیلی واضح می گفتم که می خواهم فیلم بسازم و او هم همان رویا را داشت.»

در حالیکه تریه یر به مدرسه ملی فیلم لندن می رفت، ووگت در دانشگاه اسلو به مطالعه ادبیات و فلسفه پرداخت (بعضی از صحنه های وحشتناک «تلما» در همین دانشگاه فیلمبرداری شدند) و بعد هم به مدرسه فیلم لَ فِمی در پاریس رفت.

از دید تری یر، «من فیلمسازی هستم که روی صندلی های سینما می نشستم و فیلم می دیدم؛ خیلی بارها در مورد برگمن و آنتونیونی از ما می پرسند، اما ما بیشتر نزدیک به سنت لینچ و کروننبرگ هستیم و البته هیچکاک، آنطوری که او از مهفوم های روانشناختی انسانی استفاده می کرد و اینکه چطور اضطراب و درد و رنج داخلی نقطه آغاز داستان های پرتنشش بود.»

«تلما» بعد از تغییری رادیکال در علاقه ها نسبت به فیلم های نروژی ساخته شد. این کارگردان می گوید: «چند سال پیش هیچ کس فیلم های نروژی تماشا نمی کرد؛ حالا من بیشتر به همکاری افراد باور دارم تا ملت ها. به نظرم چند فیلمساز نروژی این مسئله را تغییر دادند و با حمایت سیاسی و مالی و انگیزه فراوان، به مبارزه برای سبک و محتوای خود پرداختند.»

تری یر می گوید از لندن به اسلو بازگشت چون فرصتی دید تا بتواند دقیقا همان نوع فیلم هایی را بسازد که از آن ها خوشش می آید و درباره شان فکر می کند. او می گوید: «فیلم «نقش آفرینی دوباره» که نخستین فیلم من با حمایت انستیتوی فیلم نروژ بود، توسط کمپانی میرامکس توزیع شد و توانست ۱۵ جایزه فستیوالی ببرد. جاه طلبی و درجه روحیه من تغییری نکرده است؛ هنوز هم فیلم هایی را می سازم که خودم و دست اندرکارانم دوست داریم. هیچ کاری خارج از استراتژی انجام نداده ام، به اندازه ای هوشمند نیستم که این کار را بکنم.»

با این حال، تری یر می گوید آینده سینمای نروژ خیلی روشن نیست. «متاسفانه اینطور به نظر می رسد که حمایت سیاسی در حال تمام شدن است؛ دولت نروژ سرمایه زیادی به صنعت فیلم نداده و حتی بعضی بخش های آن را هم کنار گذاشته است. خیلی غم انگیز می شود اگر انگیزه های سیاسی برای فیلمسازان از بین برود و سینمای نروژی به همان روزهای قدیم بازگردد.»

تری یر حالا روی توزیع و پخش بین الملی «تلما» تمرکز خواهد کرد. بعد از بازه ای که انقدر سرش شلوغ بوده، او می خواهد پیش از این که اعلام کند پروژه بعدی اش چه چیزی خواهد بود کمی استراحت کند.

 

honaraneh telegram
لطفا امتیاز دهید (3 / 1)
بارگذاری بیشتر در خبرها

2
پاسخ دهید

avatar
1 نظر دادن ها
1 پاسخهای موضوعی
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین پاسخ واکنش نشان داد
پرطرفدارترین نظرسنجی
2 نظر نویسندگان
هنرانهحمید ک نوشتن نظرات اخیر

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین تعداد رای
اطلاع از
حمید ک
Guest
حمید ک
لطفا امتیاز دهید :
     

بنظرم فیلم متوسطی بود با فیلمبرداری و شات های نسبتا خوب. ولی در قامت اینهمه تعریف و تمجید و جایزه نیست.
غالب زمان فیلم روی تعلیقی است (قضیه صرع یا نیروی فراطبیعی) که مخاطب دقیق رو کنجکاو نمیکنه چون مشخصه با کاراکتری طرفیم مشابه carrie در داستان استیفن کینگ. ضمن اینکه پایانبندی فیلم بنظرم کمی گل درشت و سطحی است. یکی دو جا در فیلم روزنه هایی از نگاه عمیق فیلمساز رو میبینیم ولی هرگز این نورهای کم سو، فیلم رو درخشان نخواهند کرد.
باید گفت فیلمی است که ارزش یکبار دیدن رو داره و نه بیشتر از این…