صفحه اصلی خبرها نقد و بررسی فیلم «تنگه ابوقریب»؛زنده ام تا روایت کنم

نقد و بررسی فیلم «تنگه ابوقریب»؛زنده ام تا روایت کنم

104
تنگه ابوقریب

«جنگ ستیزه خشن منظمی است که بین دو یا چند اجتماع مستقل اتفاق می‌افتد.» اما دفاع، مقوله سهمگین و پیچیده تری است که در اثر تحمیل، انتخابی محدود و سخت واقع می شود.
به گزارش هنرانه ، به نقل از بانی فیلم ، از این منظر هشت سال رویارویی و مقابله جانانه مردم ایران در برابر تهاجم همه جانبه عراق، از معادلات جنگ در جهان متمایز است. جنگ تحمیلی که با گذشت ۲۰ سال از پایان آن همچنان سرشار از رنج ها، رشادت ها و وقایع ناگفته است.
فیلم سینمایی«تنگه ابوقریب» قله پنهانی از این رویداد بلند مدت است که امسال به همت سعید ملکان، بهرام توکلی و گروه شان، از سایه بیرون کشیده شد. این فیلم به لحاظ مقطع و موقعیت حساسی که از جنگ عراق علیه ایران روایت می کند، جدا از شیوه روایت کلام و تصویر حائز اهمیت و دارای وجوه گوناگون است. آنچه پیش از پراختن به فیلم باید بیان شود تشریح موقعیت زمانی و مکانی «تنگه ابوقریب» است.
«ابوقریب» جایی که زمان از شرم می ایستد.
آخرین سال جنگ، سال اتفاقات سریع و مهم در جنگ ایران و عراق است.
بنابر نظر آنتونی کردزمن (از سرشناسترین تحلیلگران و کارشناسان نظامی آمریکا) درگیری‌های ایران با آمریکا در سال ۱۳۶۶ در خلیج فارس و عدم تعرض جدی به استحکامات عراق در همین سال، یک فضای تنفس حیاتی را برای عراق فراهم آورد. بنابراین در شرایطی که ایران عمیقاً درگیر مشکلات فزاینده ناشی از فشارهای بین‌المللی و حملات عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی بود «فضای تنفس حیاتی» برای عراق فراهم شد تا با سازماندهی کامل نیروهایش و ایجاد قابلیت‌های جدید دفاعی و تهاجمی، برای حمله به مواضع و استحکامات ایران کمین کند. در مقابل، ایران در چند جبهه مشغول نبرد است. فشارهای دیپلماتیک، جنگ با آمریکا و تحریم‌های نظامی و تسلیحاتی نمونه‌ای از این قبیل تلاش‌ها جهت تضعیف ایران است. عراقی‌ها علاوه برتقویت نیروهای ارتش بعث، با حمایت از اعضای گروهک منافقین به فکر بهره‌برداری از آنها در جهت منافع خود و به دنبال تلاشی همه جانبه برای فشار علیه ایران هستند.
در نتیجه عراق در اولین روزهای سال با انجام حملات شیمیایی فاو را از نیروهای ایرانی گرفته و در خرداد ماه به شلمچه حمله می‌کند و این منطقه را مورد تعرض قرار می‌دهد. همچنین یک ماه پس از سقوط شلمچه، با استفاده گسترده از سلاح شیمیایی در بامداد ۴تیر ۱۳۶۷ به جزایر مجنون حمله کرده و با آغاز تاریکی مناطق مزبور را از تصرف نیروهای ایرانی درمی‌آورد و بدین ترتیب موقعیت خود را تثبیت می‌کند.
در چنین شرایطی، اتفاقات «تنگه ابوقریب» به وقوع می‌پیوندد. در ۲۲ تیرماه، کمتر از یک هفته به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مانده و در حالی که رزمندگان به هیچ عنوان آمادگی دفاع نداشتند، عراقی‌ها شروع به پیشروی در تنگه‌ بسیار استراتژیک «ابوقریب» می‌کنند.
«حدود هشت کیلومتر پیاده رفته بودیم. نیروها غذا نخورده بودند و آب و مهمات کم بود. بعد از رسیدن به تنگه دو گروهان را در دو طرف تنگه مستقر و با دو دسته از تنگه عبور کردم. با عبور از تنگه با دشمنی که در ۱۵۰ متری پشت خاکریز مستقر بود، درگیر شدیم و آتش پرحجم دشمن اعم از توپخانه، ادوات، تانک‌ها و تیربارها حاکی از ترس، نگرانی و در انتظار بودن عراقی‌ها بود.» گرمای شدید هوا و نبود آب کار را برای مقابله با دشمن مجهز سخت کرده بود. استعداد دشمن چیزی در حدود یک تیپ نیرو بود و در مقابل، تعداد نیروهای ایرانی بسیار کم بود. نیروها در سخت‌ترین شرایط در برابر دشمن بعثی ایستادگی کردند و با مقاومتی مثال‌زدنی حماسه «تنگه ابوقریب» را رقم زدند. اگر عراقی‌ها در آن مقطع می‌توانستند از «تنگه ابوقریب» عبور کنند و به پل کرخه برسند انگار اصلاً این هشت سال را نجنگیده بودیم.» سردار محمدرضا یزدی، فرمانده گردان عمار
انتخاب سینما به عنوان یک واقعیت مفهومی و نه ابزارخاطره گویی
تا کنون فیلم های مختلفی درباره جنگ، دفاع مقدس و موقعیتهای حساسی مانند علمیات والفجر، کربلای ۵ یا آزادی خرمشهر، فاو و… ساخته و به بهانه های مختلف حتی پسامدهای آن نیز مورد توجه قرار گرفته است اما در اغلب این آثار ، نمایش ایمان، مفاهیم ناب انسانی، بازتاب رشادت ها، به تصویر کشیدن مظلومیت ها و دیگر مفاهیم مشابه مد نظربوده است. «تنگه ابوقریب» فیلمی است در ستایش انتخاب های شجاعانه و حتی غیرمنطقی که در نهایت معادلات جنگی را نیز تغییر می دهد. موضوع فیلم در ظاهر از دل واقعیت یک جنگ تمام عیار بیرون کشیده شده است اما چگونگی دفاع موضوع انتخاب و حق انتخاب شخصیت های گردان عمار است که می توانستند به راه شان در مسیر مرخصی ادامه داده و تا امروز زنده بمانند. آنها می توانستند زنده بمانند اما زندگی اتفاقی درهم تنیده تر از انتخاب های پیچیده و نابهنگام تری است که تاریخ را سر و شکل قابل تحمل می بخشد.
همانطور که تئوری انتخاب ویلیام گلاس تبیین می‌کند ؛ انسان برای دست یافتن به آنچه می خواهد، چگونگی رفتارش را انتخاب می‌کند. بر اساس این تئوری تمامی آنچه انجام می‌دهد یک رفتار است و نیز اینکه همه رفتارها عمدی بوده و از درون او برانگیخته می‌شوند. این برخلاف نظریه‌هایی است که انسان را در کنترل دنیای بیرونی تصور می کنند و معتقدند که وی توسط عوامل بیرونی برانگیخته می‌شود.
این فیلم از انتخاب شروع می شود. شخصیتهای فیلم پیوسته انتخاب می کنند. به طوریکه زمانی می توانند به مرخصی بروند اما علیرغم گرفتاری هایشان این کار را نمی کنند و داوطلبانه به میدان نبرد بازمی گردند. آنها در خلال فیلم از طریق مواجهه و نه روایت داستانی به بیننده شناسانده می‌شوند .
آنجایی که علی (با بازی مهدی قربانی) پسر نوجوانی که فرند یک جانباز است، اسلحه را بر دوربین برمی گزیند. چون او به دنبال یافتن علت بحران خانواده اش پا به میدان جنگ می گذارد اما در برحه ای سخت انتخاب دیگری دارد. پس با اصرار جلو می رود و با همه ترس هایش قدم به قدم پخته می شود. همانند تصویر شماتیکی که در اغلب فیلم های حماسی و میهنی دیده می شود. چه آنان که رفتند همچون حسین فهمیده و بهنام محمدی و یا نوجوانی که در فیلم «کودک و فرشته» مسعود نقاش زاده یا شخصیت فیلم «خشم» دیوید آیر، جنگ نقطه بلوغ و مرز انتخاب هایش می شود.
علی کسی است که مجبور به جنگ نیست، اما خودش را مکلف به دفاع می کند. او به نوعی بخشی از پایان را با پدرش تجربه کرده است، پس آمده تا سیر نتیجه را از سر بگذراند. او راوی و کاتبی است که باید زنده بماند تا آنچه را که با دوربین و وجود خود ثبت کرده، روایت کند. کسی که باید حافظ نتیجه نه، بلکه ثمره مرگ و زندگی باشد. زندگی عزیز (با بازی علی سلیمانی) که برای خرید سنجاق سر گل دار بازاری را زیر و رو می کند و یا خلیلی (با بازی حمیدرضا آذرنگ) برای برگشت به خانه و تعمیر شیرفلکه آب این پا و آن پا می کند، حسنی که (با بازی امیر جدیدی) چشم بر چشم منتظر خانواده اش می بند و مجید (با بازی جواد عزتی) پزشکی که حیات و ممات انسان ها برایش مرز دوست و دشمن را بی رنگ کرده است. او باید بماند تا روایت کند نه قصه و داستان که شخصیت هایی را که از مرز داستان سرایی عبور کرده اند.
از این منظر آخرین ساخته بهرام توکلی فیلمی فاقد داستان به معنای کلاسیک و شناخته شده و تنها روایت کننده اشخاص و موقعیتی است که مسیر تاریخ یک کشور را با بستن یک تنگه تغییر می دهد. داستان های زیادی پیش از این تصویر شده است اما در این محدوده انسان هایی ساخته و پرداخته می شوند که شناخت هیچ کدام در خط اصلی داستان تاثیری ندارد، چرا که گردان عمار پیکره ای است با اجزا و هدف مشترک که در زمانی کوتاه، مهمی را به نتیجه می رساند.اما قبض و بسط شخصیت های این اثر فارغ از اینکه موجب همذات پنداری تماشاچی با آنها می شود، درک درستی از قهرمان را در دفاع مقدس ما به تصویر می کشد.
در یک نگاه کلی تئوری انتخاب بر این دیدگاه استوار است که رفتارهای هر انسان انتخاب‌های او برای ارضای نیازهایش است. این رفتارهای هدفمند بیش‌تر از انگیزه‌های درونی ریشه می‌گیرند تا عوامل و محرکهای بیرونی. چهار مفهوم بنیادین نیازها،خواسته‌ها ،دنیای ادراکی و رفتار در «تئوری انتخاب» مطرح است.
این دیدگاه در بردارنده این مضمون است که رفتار فرد در هر زمان بهترین تلاش او برای کنترل دنیای پیرامونش و نیز خود به عنوان بخشی از این دنیا است. طبق این دیدگاه رفتار هر شخص در هر مقطع زمانی بهترین تلاش وی برای ارضای نیازهایش است. اگرچه شاید این تلاش در واقع مؤثر و مفید نباشد، اما در عین حال بهترین تلاش او است . با توجه به این دیدگاه و تئوری است که فاصله قهرمان و شخصیت معمولی در این فیلم مشخص می شود و تصویر قهرمانی ارایه شده در آن ، قابل درک تر است.
حضور متفاوت در مقیاس جهانی 
«تنگه ابوقریب» فیلمی است که در معادل جهانی خود شباهت هایی با چند فیلم دیگر دارد.
فیلم های موفقی چون «دانکرک»(Dunkirk)ساخته کریستوفر نولان، «ستیغ اره ای» (Hacksaw Ridge) به کارگردانی مل گیبسون، «نجات سرباز رایان» (Private Ryan Saving) استیون اسپیلبرگ، «خشم» (Fury) ساخته دیوید آیر و شاید چند اثر نوشتاری و یا تصویری دیگر که در ذهن نویسنده و کارگردان فیلم جا خوش کرده اند.
شباهت های «دانکرک» و «تنگه ابوقریب» بیش از هرچیز در واقعیت نگاری از نوع سینمایی و نه به صرف بازسازی تاریخ و از همه مهمتر عدم تصویر چهره دشمن و ضد قهرمان و تشریح مخمصه و قدرت ناپیدای جنگ و دشمنی از طریق تاثیرات مخرب و سهمگینی که به جا می گذارند.
به طوری که دشمن در دانکرک با کم و زیاد کردن حجم صدای ادوات جنگی و فضا سازی نمایانده می شود و در«تنگه ابوقریب» نمایش ضد قهرمان ها با خمپاره ها ، تعدادی تانک و چند تیربار و یک هواپیما که عرصه را بر نیروهای گردان- عمار تنگ کرده اند، به سرانجام می رسد. هدف تزریق حس حضور همه گیر دشمن، فضای واقعی تنگه و مخمصه در یک منطقه جنگی است. به این معنا که در دشمن در آن واحد همانقدر که روبروی توست می تواند پشت سر تو هم باشد . ابوقریب یک جنگ ٣۶٠ درجه است.
آزادی یکی از نیازهای اساسی بشر و نیازی است که انتخاب را برای انسان میسر می‌کند. مثل انتقال یا مهاجرت از جایی به جای دیگر برای ابراز آزادانه خویشتن، یا احساس خودمختاری درونی و باطنی. حتی در شرایطی که عوامل بازدارنده و سخت محیطی اعمال می‌شود، انسان‌ها می‌توانند همچنان آزادی درونی خود را حفظ کنند، به این معنا که آن‌ها می‌توانند انتخاب کنند که چگونه به شرایطی که در حال تجربه آن هستند پاسخ بدهند. عدم توانایی کنترل تکانه‌ها و نیز برخی از محرکهای بیرونی (مانند جنگ و نزاع و یا حتی شرایط نابرابر) می‌توانند نیاز به آزادی را محدود کنند. آنچه انسان به عنوان آزادی خواستار آن است این که از روی اختیار زندگی را کرده و خود را به‌طور آزادانه ابراز کند، و از کنترل و فشارهای غیرضروری و بیرونی رها باشد. خواسته ای که در فضای جنگ و شرایط تحمیلی میسر نمی شود مگر به بهای گزاف و جانبازی و شهادت . در «تنگه ابوقریب» نیز آنان که به دفاع برخواسته و بنا بر انتخاب خود به صحنه جنگ بازمی گردند، با حفظ آزادی درون در پی استقرار آزادی بیرونی برای فراتر از خود هستند. آنان طعم آزادی را از درون چشیده و در آرزوی چشاندن آن به مسلخ می روند.
به زبان دیگر این دو فیلم (دانکرک و تنگه ابوقریب)تقابل موقعیت ها و شخصیت های مختلف را در شرایط نابرابر به تصویر می کشند.
«دانکرک» و«تنگه ابوقریب» هردو روایت یک واقعیت از دل دو جنگ بزرگ در یک مقطع حساس و تاثیرگذار هستند.
«دانکرک» به دلیل اهمیت آن موقعیت خاص.یک فیلم موقعیت پرداز که روی یک مخمصمه موثر بر جنگ جهانی دست می گذارد و در حقیقت تنگه ابو قریب هم یک موقعیت حساس در دفاع مقدس ماست.یک نجات بزرگ برای ایران محسوب می شود .
در «ستیغ اره ای» شاخصه های وجود دارد که مانند آنچه در «تنگه ابوقریب» آن را فراتر از یک فیلم جنگی به اثری ضد جنگ و معناگرایانه در این گونه تبدیل می کند. فیلمی در ستایش قدرت ایمان اراده در پیروی از رهبر درونی و همراهی با فرمانده بیرونی است . در این فیلم ابتدا باورهای مخاطب از طریق همذات پنداری تغییر داده می شود. به عبارت ساده تر قهرمان از پوسته خارجی و نا مفهوم خود خارج شده و در شرایطی که امید رو به زوال است، رویین تنانه نوک پیکان حمله ای می شود که جز با نیروی ایمان، پایان درخشانی نخواهد داشت. شخصیت ها آنگونه پرورش داده می شوند که انتخاب ها و اعمال شان باورپذیر به نظر برسد.
در این فیلم نیز اقلیت بر اکثریت غلبه می کند و شخصیت اصلی داستان جنگ تحمیل شده بر خود را به فرصتی برای تغییر نگره و عملکردهای حوزه نفوذ خود تبدیل می کند. آنچه که تبدیل غیرممکن به ممکن است. آنهم در شرایطی که موقعیت و هدف متفاوت و با فاصله زیادی قرار گرفته اند.
ماجرای «تنگه ابوقریب» اتفاقی در جنگ تحمیلی ایران و عراق است که اگر به گونه ای دیگر رقم می خورد، بسیاری از شهر های ایران به دست نیروهای عراقی می افتاد .داستان «ستیغ اره ای»از جهاتی به دلیل وجود شخصیت «دزموند داس»، و شرایط مخالفت جنگ تحمیلی، و حتی عنوان تنگه شباهت هایی با آخرین ساخته بهرام توکلی دارد. همانطور که رگه هایی از «نجات سرباز رایان» ،«خشم» و آثار دیگری در آن جای گرفته است.
از آنجایی که بهرام توکلی فیلمساز اهل مطالعه،علاقمند به سینمای جهان، انسان به روز و دارای استاندارد عملی بالا است. دور از ذهن نیست که در فرآیند غربالگری یافته های خود از منابع مطالعاتی اش تاثیر پذیرفته باشد . اما نکته مهم دراین هم افزایی این است که «تنگه ابوقریب» فیلمی کاملا ایرانی است و از نقاط قوت فیلم هایی مطرح شده در آن استفاده خوبی شده است.
خاصیت انتخابگری در مواجهه با تنگه ابوقریب
در فیلم «تنگه ابوقریب» با دو شیوه انتخابی مواجه می شویم . بخش نخست انتخابی که از سوی سازندگان انجام می گیرد و بخش دوم انتخاب هایی که شخصیت های فیلم انجام می دهد.
در بخش نخست و انتخاب بازیگران با تجمیع و ساخت تنواره ای از شخصیت های مختلف در سایه هدفی راسخ و واحد مواجه هستیم . انتخاب مهدی قربانی که در دو فیلم آخر خود«ابد و یک روز» و «بیست و یک روز بعد» به نوعی پروسه بلوغ و تحول در صحنه را از سر به خوبی گذرانده است، انتخابی آگاهانه و تعمدی به نظر می رسد. گویی او نوجوانی «حبیب والی نژاد» را به تصویر می کشد که از آن عملیات جان سالم به در برده و خود مستندساز قابلی است.
در این فیلم مخاطب با یک شخصیت قهرمان مواجه نمی شود بلکه با یک مجموعه قهرمان که همان گردان عمار است، روبرو می شود. گاهی اوقات دوربین،نگرانی ها و تکانه هایش در رویارویی با حوادث، حس مادر وطن را القا می کند . با این وجود فیلم اغراقگر و اغواگر نیست و تاکیدهای بی مورد ندارد .به عنوان مثال در رویارویی با مردم جنگ زده و غارت شده، حریم نگه می دارد.اعتقادهایشان را محترم می شمارد و در نمایش واقعیات ، شعار را پشت خطوط و حیطه خود جا می گذارد. اعتقادها، بیشتر نمود درونی دارند و عصیانگری ها ،تفاوت ها و چلنج ها فرصت نمایش بیشتری در اختیار دارند. زندگی و مرگ شخصیت ها شباهت و همخوانی زیادی با هم دارند.مانند آنچه که در شخصیت پردازی و مرگ مجید و یا موجی شدن حسن دیده می شود.
تکنیک های منتخب 
از جنبه فرم فیلم و پروداکشن ، این فیلم جلوه های ویژه میدانی حجیم و سنگینی دارد که پرحادثه است. حجم جلوه های ویژه در فیلم خیلی زیاد اما واقعی است .از این جنبه شبیه «ستیغ اره ای» آخرین ساخته مل گیبسون است .
موسیقی حامد ثابت از نظر حجم ، سازبندی و فرهنگ درونی فیلم موسیقی درستی است.اما ملودی آن چندان ملموس و مرسوم چنین آثاری (دفاع مقدسی) نیست با این وجود اتمسفر خوبی در فیلم ایجاد می کند .
به دلیل نگاه مستند نگرانه و تاکید واقع گرایانه، دوربین سرگردانی خاصی دارد و از قواعد فلو فوکوس تصاویر تخطی می کند . حتی حرکت آن از لرزش دوربین پا را فراتر گذاشته و بازی با لنزها را به نمایش می گذارد. یک فیلم جنگی پرهزینه که روایتگر یک مقاومت تمام عیار است.
انتخاب سند یا داستان 
افتتاحیه فیلم کند و طولانی است که با ریتم کلی آن هم خوانی ندارد.تاکید زیادی بر آرامش پیش از طوفان شده است و از همه مهمتر «تنگه ابوقریب» از دو سوم ابتدایی کار داستانگویی اولیه را رها کرده و بادوربین علی به مستند نگاری می چسبد. حتی در زمانی که علی دیگر دوربین به دست ندارد.
نوع فیلمبرداری در یک سوم آخر که پیروزی نزدیک می شود، مانند ارواح سرگردان است و مرعوب صحنه های پر حادثه نشده و تنها موضوع را پی می گیرد .
البته در صحنه هایی مانند صحن شیمیایی شدن ، در بین مستند نگاری فیلم، سازندگان یک سری باورها را اصلاح کرده ویا پرسش مطرح می کند؛ .اینکه علی می پرسد : ما چرا شیمیایی نمی زنیم ؟!
فیلمساز جدای روایت، ترجیح داده تا از دوربین به عنوان ابزاری در جهت انتقال مفاهیم اعتقادی خود استفاده کند.
به نظر می رسد که از زاویه دید علی به صحنه ها نگریسته می شود. زمانی که علی به جبهه می رود دوربین به دست دارد اما زمانی که تنگه را پشت سر می گذارد و باز می گردد تفنگ در دست دارد .نگاه علی با دوربین و نگاه علی با تفنگ قطعا تفاوت های عمیقی خواهد داشت . گویی علی نماینده تاریخ است و همه دست به دست هم داده اند تا با بازگویی تاریخ ، ضمن ستایش جوانمردی ها، خطاهای رخ داده نیزبازنگری شود . این بازگویی برای آیندگان و تفهیم این مفهوم است که هنوز دفاع ادامه دارد.

تنگه ابوقریب

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از