صفحه اصلی خبرها اگرصبور باشید غافلگیر می شوید!

اگرصبور باشید غافلگیر می شوید!

47
دلدادگان

«دلدادگان» قصه رویارویی دو خانواده را روایت می کند که فرزندانشان قربانیان ماجراهای والدین خود در گذشته های دور هستند. مجموعه ای به قلم بابک کایدان و مهدی محمد نژادیان که پیش از این قرار بود از شبکه ۵ پخش شود، اما در نهایت سهم شبکه سه شد.


به گزارش هنرانه ،به نقل از بانی فیلم ، بابک کایدان یکی از نویسندگان این مجموعه پیش از این هم توانسته بود با سریال های «هشت و نیم دقیقه» و «سقوط یک فرشته» و «دارا و ندار» مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد. وی یکی از نویسندگان خوب تلویزیونی است که با توجه به داستان هایی که برای مخاطبان این رسانه روایت می کند، مورد توجه خانواده ها قرار گرفته است. از طرفی او در سینما هم توانسته در ژانرهای مختلف فعالیت کند. از جمله فیلم های «آینه بغل»، «تگزاس»، «این زن حقش را می خواهد» و «زندگی جای دیگری است». از این رو بانی فیلم با این نویسنده درباره سریال «دلدادگان» گفت و گویی داشته که در ادامه می خوانید:

 گویا این روزها سخت مشغول نگارش فیلمنامه «دل» هستید؟
– بله نگارش فیلمنامه این سریال به قسمت های پایانی رسیده است. آقای هادی مشغول ساخت فیلم «رحمان ۱۴۰۰» هستند که فیلمنامه آن را من نوشته ام. اما همزمان پیش تولید سریال «دل» را هم آغاز کرده اند و البته برای یک سریال دیگر گفت و گوهای اولیه صورت گرفته اما چون هنوز به قطعیت نرسیده، ترجیح می دهم فعلا درباره آن صحبتی نکنم.
 فکر می کنم بعد از سریال «هشت و نیم دقیقه» بود که پرکارتر شدید؟ گویا دوستان تهیه کننده و کارگردان بعد از این سریال بود که متوجه شدند شما قلم خوبی دارید؟
– (می خندد) واقعیت این است که به هر حال سریال «هشت و نیم دقیقه» در این زمینه بی تاثیر نبود. اما من زمانی که این فیلمنامه را می نوشتم، فیلم «آینه بغل» را کار می کردیم. شاید هر دو این کارها تاثیر بیشتری در دیده شدن داشت. «هشت و نیم دقیقه» باعث آشنایی من با آقای محمدی شد.
 نکته ای که من درباره فیلم ها و سریال های شما متوجه شده ام این است که شما در سینما فیلمنامه هایی می نویسید که در گیشه تا حدودی موفق است و داستان آدم های شیک و ثروتمند است و در سینما سراغ داستان های خانوادگی می روید که برای مخاطب تلویزیون شیرین و باورپذیر است. این به سفارش و یشنهاداتی که به شما می شود، برمی گردد؟
– خب یک بخشی از آن همین نگته است که گفتید و اینکه مدیوم هر کار به هر حال متفاوت است. شیوه قصه گویی در سینما با تلویزیون خیلی متفاوت است و اگر قرار باشد شیوه کار در سینما و تلویزیون یکی باشد، قطعا مخاطب استقبال نمی کند. در تلویزیون قواعد و چارچوب های این رسانه باید رعایت شود و مدنظر داشته باشیم. فیلمنامه و شخصیت ها باید به گونه ای باشند که فرهنگ و رفتار و منش آنها مروج خوبی برای مخاطبان باشد. ضمن اینکه باید بار آموزشی و اخلاقی هم داشته باشد تا مورد توجه مخاطب قرار بگیرد. اگر بخواهم درباره سریال «دلدادگان» هم صحبت کنم باید بگویم که به هر حال تازه سریال ما آغاز شده و معمولا قسمت های نخست به نوعی معرفی کاراکترهاست که طبیعتا در یک سریال ۶۰ قسمتی در قسمت های نخست باید خانواده ها را کامل معرفی کنیم. واقعیت این است که به هر حال مقوله سینما و تلویزیون فرق می کند و همچنین شیوه پرداخت داستانها.
 اما ما در تلویزیون گاهی با نویسنده هایی روبرو هستیم که شناسنامه کلی برای همه کاراکترهای داستانهایشان دارند و همه آدم ها با هر جایگاه اجتماعی به یک گونه صحبت می کنند و دیالوگ می گویند. خوشبختانه برای سریال های شما این اتفاق نیفتاده و هر کاراکتر شناسنامه جداگانه ای دارد.
– واقعا سعی می کنم که این اتفاق در کارهایی که می نویسم، بیفتد. طبیعتا این شیوه نویسنده است و خود کارگردان و تهیه کننده هم استقبال می کنند. چون برخی مواقع شنیده ام که می گویند چرا همه شبیه به هم حرف می زنند! ما سعی می کنیم تا جایی که زمان داشته باشیم، از شیوه دیالوگ نویسی درستی برای کاراکترها استفاده کنیم تا هر کاراکتر برمبنای شخصیتی که در قصه دارد، صحبت کند و شبیه به کاراکتر دیگری نباشد. گاهی هم ممکن است به خاطر فشار کاری و یا بی اهمیتی برخی دوستان این اتفاق نیفتد. اما من فکر می کنم در سریال «دلدادگان» شناسنامه آدم ها مشخص است و مخاطب با زندگی کامل شخصی همه کاراکترها آشنا می شود و به نوعی می توانم بگویم که همه شخصیت های ما دارای شناسنامه هستند. به این دلیل که مخاطب برای اینکه با شخصیت ها همراه شود، باید به طور کامل آنها را بشناسد که البته هر چقدر پیش می رویم، این اتفاق بیشتر می افتد. مخاطب با پیشینه خانواده و روابط با آدم ها و آرزوهایش بیشتر آشنا شود تا بتواند با شخصیت ها همذات پنداری کند.
 و نام «دلدادگان» به واسطه قصه های عاشقانه ای که کاراکتر های این داستان دارند، مناسب تر از «پاهای بیقرار» است.
– «پاهای بیقرار» روی طرح اولیه بود و همان موقع هم صحبتش بود که نام بهتری برای سریال پیدا کنیم. تا اینکه روزهای آخر طی صحبت هایی که شد و ما هم به دنبال اسم عاشقانه تری بودیم، به این نتیجه رسیدیم که «دلدادگان» را برای این سریال انتخاب کنیم که هر چقدر جلوتر می رویم، متوجه می شویم که نام چقدر مناسب داستان و فضای کار است.
 اینکه سریال در سه فصل ساخته شده و ما از ابتدا با بخش زمان حال روبرو هستیم، در داستان به چه نحوی است و از چه قسمتی داستان به گذشته برمی گردد؟
– زمان حال سریال ۴۵ قسمت از کل سریال را تشکیل می دهد. اما بیننده در ۲۵ قسمت زمان حال را می بیند و سپس به گذشته می رویم و ۱۵ قسمت را به طور کامل در گذشته می بینیم و سپس به زمان حال برمی گردیم.
 فکر می کنم تا به حال سریالی به چنین شیوه ای در تلویزیون ساخته نشده است؟
– بله تاکنون این شیوه روایت گویی را در داستان نداشته ایم و کار تازه ای است که امیدوارم مردم با این ساختار بتوانند ارتباط برقرار کنند. چون در قصه ملودرامی که روایت می کنیم، نمی خواستیم که با رفت و برگشت های مدام، مخاطب را سردرگم کنیم. از طرفی به دنبال ارتباط حسی مخاطب با داستان بودیم که به این شیوه رسیدیم.
 و اتفاق خوبی که برای این سریال افتاد، کوچ آن از شبکه ۵ به شبکه سه بود که به هر حال این شبکه مخاطبان گسترده تری دارد و می تواند در جذب مخاطب تاثیر بیشتری داشته باشد.
– بله با نظر شما موافقم.
 تا اینجای کار چه بازخوردی از مخاطبان گرفته اید؟
– من اتفاقا خیلی دنبال می کنم تا ببینم مردم چه نظراتی درباره سریال دارند. به هر حال مثل بقیه کارها یک مقدار در ابتدا سخت با مخاطب ارتباط برقرار کرد و به خصوص در رابطه با بازیگران جوان و چهره های جدیدی که قصه با آنها آغاز شد. اما از زمانی که سریال وارد درام شده، ارتباط بهتری توانست برقرار کند. البته در فضای مجازی عده ای همواره هستند که همه چیز را به سخره بگیرند. اما تا جایی که من دقت کردم، آن مخاطبان کم کم داستان را دنبال می کنند و دست از قضاوت زودهنگام برداشته است. البته من هیچ مشکلی با قضاوت ها ندارم. چون باید این اتفاق بیفتد تا ما از نقاط ضعف و قوت کارمان آگاه شویم. اما انتظار داریم که صبورانه تر با این سریال برخورد کنند و داستان به یک نقطه ای برسد و بعد قضاوت کنند.
 همانطور که شما هم گفتید این سریال نیاز به زمان دارد. ضمن اینکه تا حدودی در روابط دختر و پسر در تلویزیون ساختارشکنی کردید.
– بله اتفاقا سازمان هم مشکلی با این قضیه نداشت و ما هم نیاز به این داشتیم که یک مقدار خانواده ها را معرفی کنیم و قصه را توضیح بدهیم و کاراکترها را بشناسند و بعد کاراکترها وارد یک رابطه ای شوند. من اطمینان دارم که هر چقدر جلوتر برویم، مخاطبان بیشتری را می توانیم با این داستان و کاراکترها همراه کنیم.
 شاید یکی از مهمترین دلیلی که باعث شد مخاطب زود قضاوت کند، برخورد با بازیگرانی بود که برایش نا اشنا هستند و تصوری از بازی آنها نداشت.
– ما در این کار با این نیت خواستیم کار کنیم که چند بازیگر جدید را هم به عرصه تنگ بازیگری معرفی کنیم. تهیه کننده هم پیشینه این کار را پیش از این هم داشت و استقبال کرد. البته می دانستیم که در ابتدا ممکن است که مخاطب نسبت به این چهره ها گارد داشته باشد و ترجیح بدهد بازیگرانی را ببیند که می شناسد. اما من همچنان از مخاطبان می خواهم که صبورانه تر عمل کنند و سریال را تماشا کنند. قصه فازهای مختلفی دارد و جلوتر که برویم غافلگیری های بسیاری در داستان داریم. اما به هر حال وقتی بازیگر جدید و جوانی به یک کار می آوری، ریسک هم به همراه دارد و مثل هندوانه دربسته است و باید مقابل دوربین بیاید تا ببینی تا چه حد توانایی دارد.
 و اینکه تا چه حد بتواند در تلویزیون به دل مخاطب بنشیند که خیلی اصل مهمی است.
– بله اینکه بازی ها به دل مخاطب بنشیند خیلی مهم است. اما خب ترکیب بازیگران ما حرفه ای در کنار بازیگران جدید بود که می تواست کار را بالانس کند و هر مخاطبی را پای سریال بنشاند. امیدوارم که این اتفاق بیفتد.
 شما به عنوان خالق داستان و شخصیت ها تا چه حد با انتخاب قهرمانان داستانتان موافق بودید و از انتخاب این بازیگران راضی بودید؟
– ما همه کارهایمان را بر اصل و اساس مشورت پیش می بردیم. در عین حال که هر کسی تصمیم نهایی را در حوزه کاری خودش می گرفت. اما اجازه داده می شد تا تصمیم نهایی را من و اقای محمدنژاد بگیریم. در حوزه کارگردانی هم منوچهر هادی مشورت می گرفت اما تصمیم نهایی را خودش می گرفت. بنابراین درباره این بازیگران گفت و گو کردیم و به خاطر اینکه امیر و ارغوان نقش های اصلی سریال بودند، با هم مشورت کردیم و البته که می دانستیم ریسک بالایی را انجام می دهیم. اما پذیرفتیم با این نیت که بتوانیم تعدادی بازیگر جوان به این عرصه معرفی کنیم. از طرفی در سریال هم با این کار تنوعی ایجاد می کردیم تا بازیگران تکراری نبینیم و از همه مهتر قصه را غیر قابل پیش بینی با این کار می کردیم. چون بازیگران جوان ما در این سریال ما به ازایی پیش ار این در ذهن مخاطب نداشتند و مخاطب نمی تواند به راحتی پی به داستان ببرد. من هم از انتخاب این بازیگران راضی بودم. چون چهره این بازیگران هم باید به نقش هایی که ایفا می کردند و خصوصیاتی که داشتند نزدیک باشد. ضمن اینکه هنوز مخاطب نمی داند که این کاراکترها چه شخصیتی در حقیقت دارند و از این رو داستان می تواند جذاب تر برایش باشد. البته تصور من این است که سانیا سالاری خیلی درست نقش ارغوان را بازی کرده و داستان را پیش می برد. به هر حال من هم یک سری نقد ها در این زمینه شنیده ام. اما خب باید همواره ریسک پذیر بود. شاید هم نتوان جواب گرفت. اما به نظرم مخاطب این سریال باید صبورتر باشد. البته زمانی که بازیگر جدید می آوری، چه در سینما و چه در تلویزیون به هر حال با یک سری بازخوردها روبرو می شوی. اما ما سعی کردیم در انتخاب قهرمانان قصه به بازیگران مناسبی برسیم و فکر می کنم که تا به اینجا هم درست عمل کرده ایم. فقط نیاز به زمان داریم. بنابراین فکر می کنم مخاطب در نهایت با نقش های اصلی همراهی خواهد کرد.
 تا به اینجای داستان که سریال دچار جرح و تعدیل نشده است؟
– نه خوشبختانه. در حد کلمه و یا دیالوگ کوتاهی بوده که چندان به کار لطمه ای وارد نکرده است. به خصوص در ابتدای داستان که برخی تصور می کردند در سکانس آشنایی امیر و ارغوان و بحث خودکشی سکانسی حذف شده باشد. اما اصلا این اتفاق نیفتاده است و با پخش خیلی با تعامل جلو می رویم. به هر حال آقای محمدی برای مدیران تلویزیون تهیه کننده قابل اعتمادی هستند و همین طور آقای هادی هم تجربیات خوبی در تلویزیون داشته است و از این جهت با مشکلی روبرو نبودیم. به هر حال همانطور هم که شما گفتید یک سری روابط در تلویزیون بدین گونه نمایش داده نشده بود که در این سریال مخاطب شاهد است. بنابراین خوشبختانه تا الان با مشکلی روبرو نبودیم و همه چیز مورد تایید بوده است. همه مسائلی هم که در داستان مطرح می شود، هدفمند بوده و مورد تایید سازمان بوده است و قطعا در ادامه داستان دلیل آن را متوجه خواهید شد.
 به هر حال ما هم امیدواریم که «دلدادگان» بتواند مورد توجه قرار بگیرد تا مردم سریال هایی متناسب با فرهنگ خودمان را دنبال کنند و ساعاتی را به جای دیدن سریال های سخیف ماهواره که صرفا جذابیت های کاذب بصری دارند، معطوف به سریال های خودمان شوند.
– تلاش ما هم این بوده که بتوانیم کار خوب و مخاطب پسندی را ارائه بدهیم تا یک سری مفاهیم ارزشی و اخلاقی را بتوانیم از طریق روایت این داستان به مخاطبان منتقل کنیم. من بعد از سریال «هشت و نیم دقیقه» به شدت کنجکاوم و دنبال می کنم تا اگر به خوبی کارهای قبلی نباشد، از آنها پایین تر هم نباشد. با اینکه خودم فکر می کنم این سریال به دلیل طولانی بودنش کار جامع تری به نسبت کارهای قبلی من است و تصورم این است که بیشتر باید با مخاطب ارتباط برقرار کند. بنابراین امیدورام این سریال هم در کارنامه من کار آبرومندی باشد و در خاطر مردم بماند. چون آدم های بسیاری درگیر این نوع کارها می شوند و تلاش می کنند و نتیجه ای که هنگام پخش از سریال می گیریم، باعث می شود امیدوار به کارهای بعدی باشیم. البته که قضاوت و نگاه و نظر مردم برای ما خیلی مهم است و می تواند در کارهای بعد تاثیرگذار باشد. اما باز هم فکر می کنم برای قضاوت کردن زود است و امیدوارم مخاطبان این سریال تا پایان بتوانند با کاراکترها همراه شوند. چون توصیه ای که باز در این زمینه می کنم این است که مدل این سریال با بقیه کارهایی که تاکنون دیده اید فرق می کند. حتی دوستانی که قرار است در قضاوت نگاه منفی به کار داشته باشند را هم به صبوری دعوت می کنم. شاید پشیمان شوند

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از