صفحه اصلی خبرها «درمانی برای خوب بودن»،اتفاقات عجیب درمانگاه روح و روان

«درمانی برای خوب بودن»،اتفاقات عجیب درمانگاه روح و روان

156

گور وربینسکی کارگردان معروف آمریکایی پیش از آن که با پنجگانه مفرح و پربرخورد «دزدان دریایی کاراییب» به یکی از پولسازترین فیلمسازان هالیوود تبدیل شود، خودش را به عنوان یکی از فیلمسازان موفق سبک های هارور (وحشت) و تریلر (دلهره آور) معرفی کرده و موفق ترین کارش در این عرصه ها فیلم «حلقه»‌ بود که بازسازی یک فیلم ترسناک ژاپنی با بازی نائومی واتس استرالیایی در رل اصلی بود. مشغولیت های وسیع ۵ فیلم «دزدان دریایی کاراییب» و یک وسترن نه چندان پرفروش به نام «لون رنجر» سبب شده بود ورینسکی وقتی برای بازگشت به ژانر اولیه خود را نداشته باشد اما اینک با ساخت و ارائه فیلم جدیدش که کاری تحت عنوان «درمانی برای خوب بودن» (یا «درمانی برای رفع کسالت») است به این فترت پایان بخشیده و کاری از سبک و روال فیلم های ترسناک گوتیک را رو کرده که می تواند هر بیننده ای را به هراس وا دارد و همان طور که سری فیلم های «حلقه» (شامل جدیدترین ورسیون و بازسازی آن به نام «حلقه ها») مردم را از نشستن در کنار تلویزیون وحشت زده و پشیمان و منصرف کرد (در فیلم های «حلقه» اشیا و موجودات ترسناکی از درون صفحه تلویزیون بیرون می آیند و جان آدم ها را می گیرند!) در «درمانی برای خوب بودن» نیز حضور در مجتمع های درمان روانی و کلینیک های اعصاب و روان بیماران و هر انسان رجوع کننده به این اماکن را دچار عقوبتی سخت می کند. لاکهارت (با بازی دین دیهان) یک تاجر داروها و مواد و وسایل درمانی است که وقتی می شنود یک همکارش پس از سفر به ارتفاعات آلپ سوییس و رجوع به یک درمانگاه در آنجا دیوانه شده و در همان محل بستری شده است، به آنجا سفر می کند تا رضایت سران شرکت خود را جلب کند و دریابد چرا همکارش در آن مکان به چنان سرنوشت تیره ای دچار شده است. او نمی داند که در آن کلینیک انواع اتفاقات عجیب جریان دارد و به محض ورود به کلینیک و ملاقات با مدیر آن که ایفای رل او با جیسن ایزاکس است، می فهمد به بد جایی پا گذاشته است و نقشه های او در قبال زرنگی های این مدیر و همکارانش چیزی فراتر از هیچ نیست. گور وربینسکی بهتر از هر کسی می تواند این فضا را بشکافد و از ریشه های کار بگوید و از بخشی از اتفاقات عجیب و غریب این درمانگاه روح و روان پرده بر دارد.

®®®

|مشخص است که از ساخت فیلم های گونه وحشت لذت می برید، اما وقتی نام Gothic Horror و فیلم های ترسناک با نشانه های عهد عتیق مطرح می شود، چه احساسی به شما دست می دهد.

ـ‌ البته فیلم جدید من نه یک کار ترسناک عهد عتیق و با نشانه های باستان بلکه توام با شرایطی «به روز» شده است. سعی کردم فاصله بین زمان ها و دوره ها کم شود و کسالت های روحی اعصار قدیم و جدید به یکدیگر پیوند بخورد. ما یک انسان را بر می داریم و به نقطه و مکانی می بریم که هیچ تماسی با دنیای ملموس و مدرن ندارد و در زمان و مکان رها شده است و پی آمدهای این انتقال خطیر را به تصویر می کشیم. این رویا نیست بلکه کابوسی است که شامل حال خیلی ها در اعصار مدرن شده است.

|به نظر می رسد از کتاب رُمان «کوهستان جادویی» بیش از حد الهام  گرفته اید.

ـ هم من و هم جاستین هایت که نویسنده سناریوی این فیلم بوده است، از طرفداران این رُمان بوده ایم. این داستان درباره آدم هایی است که قبل از جنگ جهانی اول در یک آسایشگاه روانی در ارتفاعات سوییس مستقر شده اند و آنچه ما بر آن افزودیم، این است که اگر بیماران منکر این وضعیت و شرایط بد روانی خود شوند، چه خواهد شد و اصولا باید پرسید که بیماری های عصر مدرن چیست؟ اگر در چنین فضا و محیطی ما یک تاجر و فروشنده داروها را به یک مرکز درمانی بیماری های روحی ـ روانی ببریم و آنجا شرایط تیره و مرموزی برقرار باشد و او بکوشد در چنین مکانی معضل بیمار و بستری شدن یک همکار خود را حل کند، حاصل کار چه خواهد بود. این سوال اساسی در دل این داستان و در قلب فیلم من جای دارد که به کدامیک از این آدم ها می توان اطمینان کرد؟

|وسایل حاضر در درمانگاه نشان می دهد که زمان وقوع اتفاقات نزدیک به اوایل قرن بیستم است. رجحان این زمان و عصر در تدوین و ارائه قصه در چیست؟

ـ انتخاب این وسایل و عصر مربوط به آنها تصادفی نبوده و ما کلی روی این زمان تحقیق کردیم و وسایل درمانی و رفاهی آن زمان را مورد بررسی قرار دادیم و سعی کردیم چیزهایی را برگزینیم که به متن قصه ما و زمان وقوع اتفاقات قصه بخواند. در این آسایشگاه رویدادهای عجیبی رخ می دهد و مشخص است که بر سر همکار کاراکتر دین دیهان بلایی نازل شده است. نوع فیلمبرداری اتفاقات و نورپردازی ها هم نگرانی ها را درباره لاکهارت یعنی کاراکتر دین دیهان افزایش می بخشد. درست مثل این می ماند که فردی را به سوی بهشت سوق داده باشند و همان جا مشخص شود که آنجا به واقع یک جهنم است.

|در جایی گفته اید که این فیلم می تواند همان اثر را بر رجوع کنندگان به کلینیک های روانی داشته باشد که فیلم «آرواره های» استیون اسپیلبرگ بر شنا کنندگان در دریاها داشت و آنها را از ترس کوسه های بیرحم از هر چه دریا است، بیزار کرد.

ـ شاید این ترس ریشه ای و بنیادینی باشد که بشر به تدریج نسبت به وسایل و نشانه های علم مدرن پیدا می کند و در این مورد خاص ماجراها متمرکز بر یک کلینیک روحی ـ روانی است. آنجا که اندیشه های کج مدارانه بشری به جای معالجه افراد، وسیله بیمار ساختن و ناپدید کردن آنها را فراهم آورده است. از همه جالب تر چهره متخصصان بیماران روحی ـ روانی است که به محل های نمایش این فیلم رجوع و آن را تماشا کنند. این یک فرضیه پرطرفدار است که صنعت داروسازی در جهان اینک در حال تولید محصولاتی است که اثر درمانی آنها ثابت شده نیست و احتمال دارد از آنها سوء استفاده هم بشود. حتی در بروشور همراهی کننده داروها توضیح داده شده که مصرف کنندگان مراقب آثار منفی استفاده از این داروها هم باشند.

|حضور جیسون ایزاکس هم در رل مدیر این کلینیک کمک کرده است تا فیلم تاثیرگذارتر شود. او انگار تجسم خود شیطان است.

ـ تشبیه درستی انجام دادید. او وقتی لاکهارت را می بیند، تصمیم می گیرد که یا او را به سکوت وا خواهد داشت و یا به کلی نابودش خواهد کرد. حسن جیسن ایزاکس این است که هر لحظه به شکلی در می آید و محیط تحت اداره او نوعی مهربانی و نظم مشکوک دارد که کم از دیوانگی و افراط نیست.

|در شباهتی آشکار با رُمان «درخشش» و فیلم مشهوری که استنلی کوبریک بر اساس آن ساخت، کلینیک قلعه وار فیلم شما بی شباهت به هتلی نیست که در «درخشش» می بینیم و در آن روح یک قاتل قدیمی در پیکر تک مسافر آن هتل حلول می کند و او را هم به سوی قتل سوق می دهد.

ـ تشبیه فیلم من با شاهکار استنلی کوبریک اسباب مباهات است ولی من این را می دانم که بسیاری از فیلم های موفق ترسناک و یا سایر ژانرها کارهایی بوده اند که به سینمای «B» (درجه دوم) تعلق داشته و یا شبیه به آنها نشان داده اند. من کوشیدم بسیاری از احتمال ها و امکانات را در دل فیلم خود قرار بدهم و آسایشگاه روانی که لاکهارت به آن ورود می کند تا از راز بیمار شدن همکارش سر در بیاورد، هر احتمال و نکته ترسناکی را در بر داشته باشد. اینجا مکانی است که هم از دنیای مدرن نشات می گیرد و هم با پرهیز جستن از آن، فضاهای گوتیک را یادآور می شود. این جا مکانی است که می توانید در آن آرام گیرید اما چشم هایتان را هرگز از نو باز نکنید!

درمانگاه روح و روان

منبع: بانی فیلم

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  اشتراک در  
اطلاع از