صفحه اصلی خبرها خطر گریزی تلویزیون با همکاری مهران مدیری و نقی معمولی!

خطر گریزی تلویزیون با همکاری مهران مدیری و نقی معمولی!

خطر گریزی تلویزیون با همکاری مهران مدیری و نقی معمولی!

 صدا و سیما امسال مثل آب خوردن تمام رقبا را در حاشیه قرار داد و خودش در متن حسابی فخرفروشی کرد. ریزش بینندگان شبکه های سیما در طول سال به عنوان یک معضل دامنگیر و جدی، چنان در نوروز به دست فراموشی سپرده شد که انگار اصلاً هیچ وقت مطرح نبوده. توجه مردم به تلویزیون نوروز امسال حتی تأثیر منفی اش را روی اکران سینماها هم گذاشت و فروش فیلم ها را در قیاس با سال گذشته کاهش چشمگیری داد. این کشش و جاذبه، اما شاید خیلی ربطی به تغییر رویکرد و خط مشی یکنواخت مدیران تلویزیون و یا ابداعات و خلاقیت های نوشکفته برنامه سازان نداشت. در واقع دو مهره کلیدی چنان با گشاده دستی، دست تلویزیون را گرفتند و پا به پایش تا پایان نوروز آمدند که آب در دلش تکان نخورد.


به گزارش هنرانه ،«دورهمی» و «پایتخت۵» گلهای سرسبد برنامه های نوروز تلویزیون به لطف پیشینه سازندگانشان جور کاستی های عمیق آنتن را به دوش کشیدند و مردم را به خوبی سرگرم کردند. پخش و تکرارهای این دو برنامه و حواشی پررنگ شان که بارها در فضای مجازی دست به دست شد، جو را کاملاً به نفع روی بورس قرار گرفتن تلویزیون تغییر داد. منفی یا مثبت، بازتاب ها در هر حال کمک به شنیده شدن نام برنامه های تلویزیون کرد و به بحث ها دامن زد تا مدیران تلویزیون سرخوشانه روی این موج، به پربیننده شدن برنامه ها ببالند و آنرا در سطحی کلی تعمیم دهند. حال آنکه با کنار زدن دو- سه برنامه پربیننده، بقیه تولیدات عملاً گرفتار روزمرگی های سالهای اخیر تلویزیون و برنامه سازانش بودند و اغلب دیده نشدند. جالب آنکه «کلاه قرمزی۹۷» و «دیوار به دیوار۲» هم که پیش از این امیدهای فراوانی به یکه تازی آنها می رفت و پیش بینی استقبال گرم از آنها می شد، خیلی ها را مأیوس کردند. همین شد که «پایتخت۵» و «دورهمی» با عملکردی متوسط توانستند طعم صدرنشینی را با تمامیت خواهی مشهودی تجربه کنند. همانطور که گفته شد، گسترده بازتاب های این دو برنامه هم در توفیق و بیشتر دیده شدن شان بشدت موثر بود. تلویزین بهتر از این دیگر چه می خواست! بویژه آنکه با پناه گرفتن در پشت سنگر «دورهمی» و «پایتخت۵»، وظیفه اش برای پاسخگویی در قبال انبوهی از برنامه های نازل، سریال های کم بیننده و نیز ویژه های تحویل سال خنثی و آبکی اش را هم پشت گوش انداخت.
امسال نه احسان علیخانی در شبکه سه آن مجری همیشگی بود که زمان تحویل سال اغلب تمرکزها را روی شبکه سه نگه می داشت و نه جُنگ ها و مسابقات جذابی از تلویزیون پخش شد که به هوای آنها پرونده نوروزی صدا و سیما قابل دفاع و پربار جلوه کند. از حیث پخش فیلم های سینمایی هم جز معدود مواردی بقیه اغلب آثاری متوسط یا دیده شده بودند.
برکت «پایتخت» و «دورهمی»
سری پنجم «پایتخت» و «دورهمی» دو برنامه محبوب تلویزیون در نوروز ۹۷ بودند. برنامه هایی که با جلب گسترده تماشاگران موجی از اقبال کلی به تلویزیون را ایجاد کرد تا از قِبَل آن، سایر تولیدات هم خواه ناخواه مشمول محبت قرار گیرند. حال آنکه در مرور کارنامه کلی عملکرد تلویزیون در نوروز، به جز دو- سه نمونه یاد شده، باقی تولیدات چنگی به دل نمی زدند.
«پایتخت۵» بی تردید تنها نمونه از تولیدات ادامه دار تلویزیون در قالب سریال است که توانسته طی این دو دهه با شادابی و طراوت به حیات خود ادامه دهد. سری مجموعه ای که کاراکترهایش حالا دیگر حکم اعضای خانواده تماشاگران تلویزیون را دارند و سرنوشت و حالاتشان برای مردم مهم و جذاب است. خاصیتی که موجب می شود کشدار شدن سریال در فصلهایی و خلأ قصه پردازی قوی چندان به چشم نیاید و یا با دیده اغماض نگریسته شود. «پایتخت» در سری های اخیر خود بیش از آنکه وامدار قصه محوری باشد، بنیانش را بر شاکله و مراودات کاراکترهایش گذاشته است. ضمن اینکه شوخی پردازی ها و لهجه خاص مازندرانی نیز بستری ایده آل برای طرح ریزی فضایی بامزه و دوست داشتنی شده که گاه روی تیغ سوتفاهم هم گام برمی دارد. با این وصف، هیچگاه اعتراضات به این بخش حساس، تبدیل به بحرانی ملتهب و آسیب زا و دامن زننده به بحث های قومیتی از نوع آنچه نمونه اش را در آیتم «کلاه قرمزی» امسال دیدیم و یا سریال بلاتکلیف مانده «سرزمین کهن» (کمال تبریزی) نشده. توفیقی مهم که «پایتخت» ساختن به لطف آن دست کم از این حیث حاشیه منفی بزرگی نداشته و اتفاقاً حالا دیگر بدل به یکی از مولفه های جدا نشدنی این سریال شده؛ به نحوی که تصور غیرمازنی بودن خانواده نقی معمولی و اطرافیانشان ایده جذاب و تماشاگر پسندی به نظر نمی رسد. در واقع حتی چه بسا همین ویژگی بتواند در قالب طرح های دیگر در سایر شهرها و استانهای ایران با نظر به تنوع و رنگارنگی فرهنگ ها و قومیت ها تکرار نیز شود.
«پایتخت» از جایگاه یک سریال صرف، بدل به یک «برند» شده. این در عین مزیت های اساسی اش بویژه برای رسانه ای مثل تلویزیون که دچار معضل از دست دادن تدریجی تماشاگرانش است که باید یک نعمت تلقی شود. هر چند کیفیت نگاه به این فرصت، به جهت آنکه بیشتر سویه تجاری و مادی داشته، مضمون را در مواردی بشدت به حاشیه رانده. این آسیب در سری پنجم در کنار شعارزدگی قسمت های آخر، «پایتخت» را به اذعان بسیاری از اهداف و جایگاه اولیه و آشنای خود دور کرد. افکار عمومی در دو- سه قسمت پایانی اگر چه همچنان دل به دل آدمهای «پایتخت» داد و با آنان همراه شد، اما در بازخوردهایش سیاست گرایی سریال را برنتابید. اخیراً از سوی یکی از مسوولان سازمان حج و اوقاف ابراز علاقه ای صورت گرفت که حمایت مالی از سری احتمالی ششم «پایتخت» داشته باشند. واکنش ها به این پیشنهاد و جنس مطالبات مردم نشان داد، نگرانی از به بیراهه رفتن سریالی با شناسنامه مشخص و محبوبیت کم سابقه «پایتخت» جدی و پررنگ است. اتفاقاً سری ششم «پایتخت» می تواند سنگ محک مناسب و مقیاس دقیقی برای بررسی میزان درک مدیران تلویزیون در قبال اهمیت و منزلت «پایتخت» و پیشینه ذهنی تماشاگران مشتاق نسبت به آن باشد. به این معنی که در صورت در غلتیدن دوباره به ورطه شعارزدگی و بی هدفی، خطر از هم پاشیدن و از دست رفتن آن دور نخواهد بود.
در سوی دیگر، اما مهره با ارزش و چهره پرطرفدار تلویزیون، مهران مدیری با تاک شوی نسبتاً قوام یافته «دورهمی» ایستاده بود. تلاقی زمان پخش «پایتخت۵» و «دورهمی» با برخی از برنامه های پربیننده شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و گرایش خیلی از بینندگان ثابت آنها به سمت تلویزیون داخلی، ثابت کرد صدا و سیما در صورت سرمایه گذاری بهتر و التفات عمیق تر به داشته هایش، می تواند در این میدان رقابت، به دفعات پیروز ظاهر شود.
مدیری در «دورهمی» ویژه نوروز هر چند فرق عادت خاصی نداشت و برنامه را با همان سیاق سابق پیش برد، اما حفظ این روند و اعتبار نزد بیننده، نشان داد بسترهای تازه حتی امکان درخشش بیشتر را نیز برای وی و طبعاً تلویزیون پدید می آورند. نمونه جذاب این مسئله را در برنامه «دورهمی» با حضور عادل فردوسی پور شاهد بودیم.
قسمتی که با کمترین میزان دخل و تصرف های سلیقه ای و بی مورد، خیلی ها را پای تلویزیون نشاند و راضی کرد. این سعه صدر در طرح برخی موارد و مسائل در سری پنجم «پایتخت»، از جمله پخش صدای ابراهیم تاتلیس یا اجازه طرح برخی شوخیها و صحبت های پیش از این «تابو» هم نمود آشکاری داشت.
در واقع همین نگاه کثرت گرا و دیدگاه به دور از جرم اندیشی و یکجانبه نگری که مصادیقش رفت، در صورت انسجام یافتن و بارور شدن در صدا و سیما، امیدواری ها برای تجدید موقعیت سالهای نه چندان دور تلویزیون را افزایش می دهد.
صدا و سیمایی که زمانی اغلب برنامه هایش دیده می شدند و بازتاب داشتند و امروز ظاهراً در تلاش و تکاپو برای ترمیم شکافهای میان رابطه اش با مخاطبانش است.

بانی فیلم

بارگذاری بیشتر در خبرها

پاسخ دهید

اولین نفری باشید که نظر خود را می نویسید

avatar
  Subscribe  
اطلاع از