صفحه اصلی خبرها گفت و گوی نوروزی با جمشیدمشایخی

گفت و گوی نوروزی با جمشیدمشایخی

144

«هزاردستان»، «پهلوانان نمی میرند»، «شب زدگان»، «سوته دلان»، «عیاران»، «خشت و آینه»، و ده ها فیلم و سریال دیگر، از جمله مجموعه هایی اند که «سلطان صاحبقران» سینمای ایران در پرونده بلندبالای کاری خود دارد. جمشید مشایخی، از اواخر دهه ۳۰ کار خود را در دنیای تصویر با تله‌تئاتر «بعد از سی سال» به کارگردانی رضا نصیریان آغاز کرد و این روزها در میانه ۸۳ سالگی قرار دارد، طی چند دهه فعالیت مداوم ، با نقش آفرینی های ویژه ای از جمله «کمال الملک» نقش های خوش رنگ و بی بدیلی را در سینما و تلویزیون، بجا گذاشته است. وی در سال های اخیر با سریال ها «پادری»، «معمای شاه»، «همه چیز آن جاست»، «ستایش»، «تبریز در مه»، «راه شیری»، «پیله های پرواز»، «پنهان»،  «آشکار»، «بدون شرح»، «ثارا..»،  «بوی گل های وحشی» و … در تلویزیون و سینما با «رفقای خوب»، «پدر آن دیگری»، «پایان خدمت»، «رنج و سرمستی»، «چک»، «جرم»، «سیزده۵۹»، «زمهریر» و … نقش آفرینی کرده است. مشایخی همچنین امسال با سینمایی «بن بست وثوق» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

درباره این پیشکسوت دنیای هنر، تنها نوشتن کفایت نمی کندو فقط کافی است تا یک بار با وی هم صحبت شوید تا به گرمی و خوش اخلاقی او پی ببرید. جمشید مشایخی را می توان بی شک از افراد دلسوز و مهربانی خواند که در طول دوران کاری و زندگی اش, علاوه بر خودش حواسش همواره به دیگران هم بوده است. او در گفت و گویی که با بانی فیلم داشت، با اندوه از اوضاع آشفته بازیگران و جوانانی تعریف کرد که مدت هاست به دلیل کم لطفی ها، بیکار و فراموش شده در گوشه ای رها شده اند. استعدادهایی که در سایه انتخاب های غلط و بی قانون، حال این روزهای دنیای هنرپیشه ها را بد کرده است. علاوه بر صحبت از تلخی های این روزها، مشایخی از حال و هوای عید و روزهایی گفت که همیشه برایش زیبا بوده و هستند. وی که این روزها مشغول بازی در سریال «در جست و جوی آرامش»، به کارگردانی سعید سلطانی است، از حضورش در قاب تصویر در سال جدید، با کاری خبر داد که گویا مقداری باعث آرامش او در شرایط امروز شده است. در ادامه متن کامل این گفت و گوی صمیمی را بخوانید:

|استاد اگر موافق باشید، از سالی که گذشت شروع کنیم، امسال برای شما چه طور بود؟

ـ‌ در سال ۹۵، که من در حوزه تصویر کار چندانی نداشتم، فقط در سینمایی «بن بست وثوق» به کارگردانی حمید کاویانی بازی کردم. این فیلم امسال برای جشنواره نمایش داده شد. در ابتدای سال ۹۵ هم مدتی با سریال «مادری» مهمان خانه های مردم شدم. درکل من امسال به علت شرایط موجود چندان پر کار نبودم. اما جدا از فضای کار با مسئله ناراحت کننده ای در خانه ها و بین مردم رو برو شدم که ذهنم را درگیر کرد.

|چه مسئله ای؟

ـ واقعیت این است که  در هر خانه ای که پا گذاشتم از پیر و جوان پای شبکه های ماهواره ای و فیلم ها و سریال های خارجی نشسته بودند که این مسئله برای من،‌ به عنوان کسی که سالها در عرصه سینما و تلویزیون حضور داشتم، مهم است، برای من مهم است که چرا عزیزان من، یعنی درصد زیادی از ملت ایران که همخون هم هستیم،‌ باید این گونه تحت تأثیر سریال ها و برنامه های مبتذل قرار بگیرند. من حتی معتقدم که دست برخی از افراد در داخل کشور با این شبکه ها در یک کاسه است. چون وقتی نگاه می کنیم، می بینیم که آنها برای هر چیزی برنامه ای دارند، از خوراک و پوشاک گرفته تا لوازم دیگری که برخی از آنها در کشور هم نمایندگی دارند. این یعنی که افراد حاضر در شبکه ها با برخی ها در کشور در ارتباط هستند. من با دیدن این اوضاع واقعاً ناراحت می شوم. از سوی دیگر در حوزه برنامه سازی نیز با مشکلاتی مواجه هستیم که باعث بیکاری عده ای از افراد حاضر در این عرصه شده است.

|منظورتان از مشکلاتی که در حوزه ساخت فیلم ها و سریال ها است، ندیده گرفتن نیروها و افرادی است که داریم؟

ـ‌ بله دقیقاً، این یکی از مسائل اساسی است. ما کارگردان ماهر، نویسنده خوب و بازیگران کاربلد کم نداریم. افرادی مثل اصغر فرهادی هستند که در دنیا سر و صدا به پا کرده اند و اسمشان در عرصه های جهانی می درخشد. باید قدر این آدم های بزرگ و خیلی از هنرمندان پیر و جوانی که توانایی شان را اثبات کرده اند بدانیم و با توجه شایسته به آنها، شرایط را برای گسترش فعالیت هایشان، فراهم کنیم. این اتفاق تلخی است که عده ای کنار گذاشته شده اند و سایه شبکه های ماهواره ای روز به روز در کمبود تولیدات داخلی گسترش پیدا می کند. این حرف ها را برای آنکه جمشید مدتی بازی نکرده نمی گویم، ما کار خودمان را کرده ایم ولی امروز جوانانی هستند که در صورت مهیا بودن شرایط، می توانند جایزه های بزرگی کسب کنند و نجات دهنده رسانه ما از زوال باشند. سالها قبل ما تولیدات ارزشمندی داشتیم که برخی از کشورها از روی آنها کپی می کردند. مثل فیلم «قیصر» که در ترکیه شبیه آن را ساختند. بچه های ما امروز جایزه های بزرگ جهان را از آن خود می کنند و آدم غصه اش می گیرد، که چرا از وجود آنها استفاده نمی شود. این روزها فرهنگ ایرانی با شبکه های خارجی مورد حمله قرار گرفته و معضلاتی چون طلاق و خیانت به واسطه برنامه های همین شبکه ها افزایش پیدا کرده است.

|راهکار و نظر شما به عنوان پیشکسوتی که سال ها است در این رسانه حضور دارید، برای رفع این معضل چیست؟

ـ‌ تلویزیون باید با یک مدیریت صحیح و قوی حواسش به فیلم ها و سریال هایی که در جریان تولید هستند، باشد. این وظیفه سنگینی است که برنامه هایی با کیفیت بالا، جذاب و مخاطب پسند تولید کنند. این که مدام می گویند پول نداریم و به همین دلیل به ناچار وارد تولید کارهای بی کیفیت و حتی نا مطلوب شدیم را قبول ندارم و نمی توانم این بهانه را بپذیرم. مسوولان باید با مدیریت کاربردی نگذارند که روند برنامه سازی با کارهای سخیف و سبک که کسی آنها را نمی بیند، همراه شود.

|جدا از این صحبت ها، از سال جدید و برنامه ای که برای این سال دارید، بگویید. گویا قرار است شما را امسال در قاب تصویر بیشتر ببینیم، درست است؟

ـ‌ واقعیت این است که پیشنهاداتی وجود داشته ولی از بین آنها فعلاً مشغول سریال در «جست و جوی آرامش» به کارگردانی سعید سلطانی و تهیه کنندگی علی آشتیانی هستم. سعید سلطانی کارگردان با شرفی است که چند سال پیش هم با او کار کرده بودم. وی با دقت نظری که دارد، گروهی از افراد خوش نام و کاربلد را انتخاب کرده است.

این سریال در ۴۰ قسمت به روایت داستانی می پردازد که در آن روابط عاطفی و انسانی بین خانواده ها و دوستانشان نشان داده می شود در کل مجموعه «در جست و جوی آرامش» به گونه ای با ساختاری که دارد من را آرام کرده است و می دانم که در نهایت کار خوبی از آب در می آید، چرا که اغلب بازیگران آن افراد توانا و خوبی هستند که امتحانشان را پس داده اند. بازیگرانی چون مهدی هاشمی، داریوش فرهنگ و…

|و نقش شما هم در این سریال احتمالاً یک پدر و بزرگ خانواده است؟!

ـ بله، نقش پدر خانواده ای را دارم که مهربان است و باید خانواده اش را در برخی فراز و نشیب هایی همراهی و هدایت کند.

|شما در اغلب کارهایتان به گونه ای بازی می کنید که برای مخاطب بسیار باورپذیر و عینی است. چه طور به این شخصیت سازی قابل باور رسیده اید، گذر زمان، تجربه و یا تکنیک خاصی در این امر دخیل بوده است؟

ـ این روزها خیلی از بازیگران جوان درست و قوی کارشان را ارائه می دهند و من وقتی به آنها نگاه می کنم می بینم که آنها هم راه درستی را انتخاب کرده اند. من همیشه گفته ام که ما باید مقابل یک ملت ۱۰۰ خود را وسط بگذاریم،‌ یعنی باید با صد در صد توان و قدرتی که داریم هر نقشی را ایفا کنیم. از سوی دیگر هیچ گاه این طور نبوده که بگویم مثلاً چون من جمشید مشایخی هستم، پس هر طور کار کنم فرقی ندارد، بلکه در این شرایط مسئولیت من سنگین تر می شود، آن قدر مردم فهیم و با شعور هستند که اگر به آنها اهمیت ندهم و خدای نکرده نادیده شان بگیرم، انگار به آنها خیانت کرده ام. باید همواره برای مخاطب چند میلیونی ارزش قائل بود و در هر کاری با تمام قدرت حاضر شد.

|در سوی دیگر ماجرای ایفای نقش، بحث بداهه گویی و اضافه کردن نظرات شخصی هر فردی در کار وجود دارد، شما چقدر از این ویژگی بهره مند می شوید و اصلاً در چه حد لازم است که این اتفاق بیفتد؟

ـ در کار همیشه مشورت وجود دارد. مثلاً‌ من وقتی با سعید سلطانی کار می کردم، با وجود این که معتقدم او خیلی خوب می نویسد و کارگردان با شعور و فهیمی است، اما هر وقت چیزی در راستای پدربزرگی که نوه و نتیجه دارد، به ذهنم می رسید مطرح می کردم و سلطانی هم از آن استقبال کرد. اصولاً کار گروهی همواره مستلزم همکاری و همراهی اعضای آن با یکدیگر است. زمانی فیلم یا سریالی خوب پیش می رود و نتیجه می دهد که همه اعضای گروه با یکدیگر، همراه و همدل باشند. بداهه گویی نیز به شکلی همین همراهی را می طلبد. خود من گاهی در حین کار همچنان می آموزم. همین چند روز پیش از یکی از جوانان به خاطر یادآوری نکته ای تشکر کردم و برایم جالب بود که او حواسش این طور جمع است. خلاصه همیشه باید آموخت و از اطرافیان و کسانی که با آنها در ارتباط هستید نیز تجربه کسب کرد. من هم علاوه بر ارائه پیشنهاداتم نظرات جمع را گوش می دهم و از آنها بهره می برم.

|یکی از موضوعاتی که این روزها کمرنگ شده، بحث اخلاق در کار است، نکته ای که کمتر به آن بر می خوریم، شما این مسئله را در مقایسه با دهه های قبل، بین افرادی که در یک گروه و حرفه هستند، چطور می بینید؟

ـ در حوزه اخلاق و ادب، جدا از بحث تربیت که در خانواده ها از سوی پدر و مادر اعمال می شود، مطالعه آثار ادبا و بزرگان ادب خیلی اثر گذار است، مثلاً‌ وقتی حضرت سعدی می فرماید (خاک شو پیش از اینکه خاک شوی) یعنی چه؟! و از این دست موارد، فراوان است. مورد دیگر راستگویی و منضبط بودن است، این که به خودت بگویی جمشید مشایخی هر سنی که دارد وقتی قرار است صبح ماشین سراغش بیاید، باید آماده باشد و برای مطرح کردن خودش و چهل نفر را معطل نکند تا مردم از اهالی هنر توقع دارند و آنها به هر نوعی خوب یا بد معلم و الگو هستند. در این حوزه باید اخلاق و رفتار صحیح وجود داشته و رواج پیدا کند، چرا که در غیر این صورت تأثیری در جامعه نمی گذارند. این اخلاق علاوه بر مواردی که گفتم از طرق دیگری مورد تجاوز قرار گرفته است. یکی دیگر از نمونه های زیر پا گذاشتن اخلاق، جدا از غرورهای بیهوده و کاذب، به عده ای بر می گردد که پول می گیرند و نقش می فروشند، مسئله ای که کم و بیش دور و اطراف ما وجود دارد.

|درست است، فروش نقش و انتخاب هایی که برمبنای رابطه هستند، دنیای تلویزیون و سینما را هدف قرار داده است.

-بله، این موضوع واقعاً ناراحت کننده است. ما این همه بازیگر داریم روا نیست که این گونه رفتار شود. در حال حاضر ما دو انجمن داریم، یکی انجمن بازیگران سینما است و در دیگری که من بنده کوچک حضور دارم. مثلاً چهارصد بازیگر هست و از بین آنها هیچکدام جز یکی، دو نفر بیشتر بازی ندارند، به خدا این افراد زن، بچه دارند و این طرز رفتار واقعاً نادرست است. اصلاً چه معنی دارد که بدون هیچ ضابطه ای و تنها با پول و حرف عده ای مدام جلوی دوربین می روند. آدم اعصابش از دیدن این اوضاع خورد می شود. گاهی عده ای در این شرایط حق دارند که می گویند جمشید مشایخی تو باید بروی و حرف بزنی، وظیفه تو این است که راه را برای ما باز کنی، چون هنرمند از رئیس خوشش نمی آید و اگر کسی را انتخاب می کند تا در انجمن حاضر شود، به این دلیل است که آن فرد به نمایندگی از او برایش کاری انجام دهد و این انتخاب به معنای گزینش رئیس نیست.

|در واقع بحث نبود نگاه درست در انتخاب بازیگران، باعث بیکاری و دلسردی خیلی از آنها شده، درست است؟!

ـ بله دخترم، دقیقاً این مسئله خیلی زیاد وجود دارد و همانطور که شما هم به عنوان یکی از منتقدان این کشور در جریان این موضوع هستید و حواستان به آن هست، همه باید در این امر دقت کنند. ما همه جور بازیگر از جوان تا میانسال، داریم، اما واقعاً چرا از آنها استفاده نمی شود؟! عده ای از این ها رنج و زحمت کشیده اند تا به نقطه ای که در حال حاضر هستند،‌ برسند. این وظیفه مسئول و برنامه ساز است که این افراد را به کار بگیرد. انتخاب های نادرست این بچه ها را نابود کرده است و من گاهی خیلی از آنها را که می بینم، واقعاً‌ گریه ام می گیرد. اگر یک روز به دفتر من سر بزنید، این اوضاع ناراحت کننده را بین هنرمندانی که فراموش شده اند و هر از گاهی با من صحبت می کنند، می بینید، افرادی که من با دیدن آنها واقعاً خجالت می کشم، نمی دانم چه بگویم و تنها غصه می خورم.

|قطعاً اگر همه مثل شما، دلسوزانه به این ماجرا نگاه می کردند، ما هم شاهد اتفاقات بهتری بودیم. با این اوصاف شما ریشه این مسئله را در کجا می بینید؟ انتخاب غلط مسوولان یا تولید کنندگانی که هستند؟

ـ‌ ببینید،‌ باید قانونی در این راستا وجود داشته باشد و مثلاً در ۲ انجمن که برای بازیگران وجود دارد قانون شود که تهیه کننده و کارگردان باید از بازیگرانی که در این انجمن ها هستند، استفاده کند داستان تغییر می کند و در مسیر درست پیش می رود. اما الان این طور نیست و طرف پول می دهد و نقش می گیرد و یا وارد بازیگری می شود.

این اتفاق بدی است و آدم از دیدن آن غصه می خورد،‌همین است که اوضاع سینمای ما این گونه می شود و بقیه رسانه ها از جمله تلویزیون نیز به همین منوال.

|به سینما اشاره کردید،‌ در این حوزه چه طور،‌ شما اوضاع و احوال آن را چگونه می بینید؟

ـ سینما بدتر از تلویزیون است، در سینما بیشتر به تهیه کننده پول می دهند، نقش می خرند و فضا را خواسته و ناخواسته تخریب می کنند.

|اگر موافق باشید از این فضای غم انگیز فاصله بگیریم و به سراغ نوروز برویم، شما نزدیک ۸۳ بهار را تجربه کرده اید، کمی از حال و هوای روزهای عید و گذراندن تعطیلات نوروزی بگویید.

ـ اول بگویم که ما از قدیم الایام چهارشنبه سوری، سیزده بدر و جشن نوروز را داشته ایم، این ها آیین های بسیار زیبایی هستند،‌ اما من از همه جوانان تمنا می کنم که این نارنجک ها و وسایل عجیب و غریب آتش بازی که اصلاً در هیچ زمانی جزو آیین ما نبوده را، کنار بگذارند. قدیم یک بته کوچک روشن می کردند و با جمله معروف زردی من از تو، سرخی تو از من، از روی آن می پریدند، یا برخی با قاشق زنی در خانه همسایه ها می رفتند و در کل فضای زیبای دیدنی ها و عیدی دادن ها وجود داشت. این ها زیبایی هایی هستند که نباید از بین بروند و من دست جوانان را می بوسم و خواهش می کنم که نگذارند این فرهنگ و سنت، با کارهای نادرست از بین برود.

|جدا از بحث فرهنگ و سنت دیرینه ما، این روزها برای خود شما چطور هستند و در آستانه سال ۹۶ چه آرزویی دارید؟

ـ‌ نوروز همیشه برای من زیبا بوده و تا زمانی که زنده هستم، این گونه خواهد بود. من امیدوارم که سال آینده برای ملت ایران،‌ سال بسیار زیبایی باشد،‌ درد و غمی نداشته باشند، در سالی که گذشت متاسفانه آلامی وجود داشت که ناراحت کننده و حتی دلخراش بود، اما آرزومندم که در سال جدید همه بخندند، شاد باشند و گرفتاری هم نداشته باشند. من هم به نوبه خودم این سال را به شما،‌ همکارانتان و ملت ایران تبریک می گویم و امیدوارم اهل قلم هم سال بسیار خوبی داشته باشند. من همیشه می گویم که با این قلم جناب فردوسی، حافظ، مولانا و عطار آثار بزرگ و گرانمایه ای نوشته اند، به همین دلیل این قلم حرمت دارد و ما هم دست اهل قلم را می بوسیم.

|و در آخر بگویید که شما چه پیش بینی برای سال آینده درباره اوضاع سینما، تلویزیون و در کل فرهنگ و هنر کشور دارید؟

ـ من امیدوارم و نمی توانم نا امید باشم. پیش از این صحبت ها نیز شما به فضای نا امید کننده ای که از آن گفتیم اشاره کردید و من هم دیگر نمی خواهم از این حرف ها بزنم، برعکس؛ می خواهم بگویم شاد هستم، برای این که می دانم با امید همه چیز درست می شود و ملت ایران هم ملتی است که حقش شاد بودن است و تک تک مردم اش نیز حق دارند که زندگی خوب و بدون درد و غم داشته باشند.

منبع:بانی فیلم

honaraneh telegram

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

  اشتراک در  
اطلاع از