خبرها

انحصار سینمای ایران در دست‌های نامرئی


به گزارش هنرانه ، چندی پیش شهاب‌ اسفندیاری استاد دانشگاه صداوسیما در گفت‌وگو با روزنامه صبح نو مطالبی را در مورد خطرات تسلط افراد و موسسات انحصارگرا در سینما بیان کرد.این هشدارها در مورد وجود برخی از افراد که به شکل مافیایی سرنوشت صنعت سینمای ایران را تعیین می‌کنند، مدتهاست توسط رسانه‌های مستقل و کارشناسان دلسوز سینمای ایران اعلام شده است.شهاب اسفندیاری در مورد وجود این نگاه انحصارگرایانه در سینما اظهار داشت: «به نظرم مسئولان سینمایی کشورمان، باید این اتفاق تاریخی را مدنظر داشته باشند. انحصار فسادآور است و الان شاهد تمرکز تولید، پخش و اکران در سینما هستیم. این شرایط حتی به لحاظ قواعد بازار آزاد هم منطقی نیست؛ چه برسد به ضرورت‌های فرهنگی.الان شرایطی داریم که اگر یک نفر اراده کند می‌تواند سرنوشت هر فیلمی را نابود کند و هر فیلم مزخرفی را به قله فروش برساند. در لیبرال‌ترین اقتصادهای دنیا هم شاهد چنین بی‌بندوباری در بازار نیستیم. چون حتی همان قانون عرضه و تقاضایی که ادعا می‌شود باید در بازار آزاد وجود داشته باشد هم نقض می‌شود.اکران نوروز امسال به لحاظ فروش و تعداد مخاطب وضعیت متناقضی را دارد و مثل شرایط سال‌۱۹۴۸ آمریکاست. در آن سال دولت آمریکا علیه کمپانی پارامونت به دیوان عالی آمریکا شکایت کرد و این دیوان حکمی علیه کمپانی پارامونت صادر کرد. البته این حکم شامل هر هفت استودیوی بزرگ آمریکا می‌شد. جرم آن‌ها نقض قوانین ضد تراست و ضد انحصار بود.»

متن کامل گفت‌و‌گوی شهاب اسفندیاری به این شرح است:

▪اکران نوروز امسال به لحاظ فروش و تعداد مخاطب وضعیت متناقضی را دارد. این شرایط را چگونه بررسی می‌کنید؟

مثل شرایط سال ۱۹۴۸ آمریکا است. در آن سال دولت آمریکا علیه کمپانی پارامونت به دیوان عالی امریکا شکایت کرد و این دیوان حکمی علیه کمپانی پارامونت صادر کرد. البته این حکم شامل هر هفت استودیوی بزرگ فیلمسازی امریکا می‌شد. جرم آن‌ها نقض قوانین ضد تراست و ضد انحصار بود. آن‌ها همزمان هم تولیدکننده، هم پخش‌کننده و هم سینمادار بودند. از نظر دیوان عالی امریکا، این وضعیت مغایر با فضای رقابت در بازار آزاد بود. این استودیوها نهایتا مجبور به واگذاری سالن‌های سینمایی شدند که مالک‌شان بودند. آن‌ها تا قبل از این اتفاق، سئانس‌های سینماها را به صورت بلوکی برای فیلم‌های خودشان از پیش اشغال می‌کردند! در این وضعیت امکان رقابت برای دیگران وجود نداشت.

▪یعنی معتقدید بخشی از شرایط امروز محصول انحصار آدم‌های خاص در سینماست؟

به نظرم مسوولان سینمایی کشورمان، باید این اتفاق تاریخی را مدنظر داشته باشند. انحصار فسادآور است و الان شاهد تمرکز تولید، پخش و اکران در سینما هستیم. این شرایط حتی به لحاظ قواعد بازار آزاد هم منطقی نیست؛ چه برسد به ضرورت‌های فرهنگی.

▪مگر یک نفر چقدر امکان نفوذ و تاثیر دارد؟
الان شرایطی داریم که یک نفر اراده کند می‌تواند سرنوشت هر فیلمی را نابود کند، و اگر همان یک نفر اراده کند می‌تواند هر فیلم مزخرفی ی را به قله فروش برساند. در لیبرال‌ترین اقتصادهای دنیا هم شاهد چنین بی‌بند‌باری در بازار نیستیم. چون حتی همان قانون عرضه و تقاضایی که ادعا می‌شود باید در بازار آزاد وجود داشته باشد هم نقض می‌شود.

▪ورود دولت در این موضوع شائبه دخالت دولت در فرهنگ را به وجود نمی‌آورد؟
الان وقتی در بازار محصولاتی مثل پیاز و گوجه فرنگی اختلال به وجود می‌آید و عده‌ای به دنبال سودجویی و انحصارطلبی می‌روند، دولت دخالت می‌کند؛ با همین استدلال که تعادل بازار را باید تنظیم کرد. وقتی دولت در چنین مسائلی ورود می‌کند تا تعادل ایجاد شود، طبیعتا در حوزه فرهنگ این اهمیت مضاعفی دارد. این به معنای تصدی‌گری در فرهنگ نیست. در همه‌جای دنیا رگولاتوری یا تنظیم‌گری در اقتصاد فرهنگ برعهده دولت‌هاست. دولت باید دراین موضوع نقش‌آفرینی کند تا شرایط رقابت منصفانه به وجود بیاید.

▪ این نوع تعاملات اقتصادی در سینمای ایران الگوبرداری شده از کشورهایی دیگر است یا یک حالت خاص؟!
به نظرم درحال حاضر وضع سینمای ما حتی از بسیاری از سینماهای غربی هم در قواعد اقتصاد بازار آزاد رها تر است! اینطور که پیش می‌رویم آینده روشنی دیده نمی‌شود. هیچ جای دنیا ۷۰ درصد فروش سال سینمای کشور در اختیار یک شرکت نیست.

▪ نوروز امسال شاهد افزایش قیمت بلیت سینماها بودیم. این افزایش باعث بالارفتن فروش نسبت به مدت مشابه سال قبل شد اما منجر به کاهش قابل توجه مخاطب نیز شد. این کاهش مخاطب با بحث ما مرتبط است؟
بله این هم یکی از عوارض همان انحصار است. وقتی انحصار باشد، قیمت را خودت و براساس سود بیشتر شخصی‌ات تعیین می‌کنی، نه منفعت مخاطبان یا حتی همه اهالی سینما. به نظر می‌رسد در حوزه نظارت و ارزیابی سازمان سینمایی با یک پوسیدگی ساختاری و ناکارآمدی و حالت منفعل و فشلی روبرو هستیم. چون این ساختارها کهنه است و توانایی مواجه با شرایط جدید سینمای ایران را ندارد. متاسفانه مدیران هم بعضا ضعیف و منفعل هستند و تحت تاثیر جریانات و موج‌ها هستند. گاهی نقش مشاوران بازنشسته پشت پرده و روابط آنها، بیشتر از شوراهای رسمی و قانونی در سرنوشت سینمای ایران تاثیرگذار است.

▪نقش مدیران سینمایی در کنترل این وضعیت نابسامان چیست؟
مساله این است که شرایط فناوری، اقتصادی و فرهنگی متفاوتی را شاهدیم اما همچنان به روش‌های کهنه دهه۶۰ برای سیاست‌گذاری و مدیریت در سینما تلاش می‌کنیم. این جواب نمی‌دهد البته با فرض این‌که اراده‌ای وجود داشته باشد؛ اصولا گاهی اوقات احساس می‌شود که افراد اراده‌ای هم ندارند. انگار ترجیح می‌دهند که امور را کلا رها کنند. ظاهرا می‌خواهند امور را به دست نامرئی بازار واگذار کنند در حالی که این دست نامرئی، چیزی نیست جز منافع برخی افراد و جریانات خاص که قاعدتا از موقعیت و جایگاهی که دارند برای منافع خودشان استفاده می‌کنند. اگر قرار باشد دولت‌ها مدافع منافع عموم مردم باشند، نه اشخاص و گروه‌های صاحب نفوذ طبعا باید به شیوه دیگری عمل شود.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن