صفحه اصلی خبرها «حمال طلا»، پیش بینی سینمایی بازار طلا، سکه و دلار

«حمال طلا»، پیش بینی سینمایی بازار طلا، سکه و دلار

68
حمال طلا

 فیلم «حمال طلا» به کارگردانی تورج اصلانی، نویسندگی تورج اصلانی و هادی نادی و به تهیه‌کنندگی منصور سهراب‌پور در بخش «جریان‌های نو» در بیست و سومین جشنواره فیلم بوسان در سه نوبت به نمایش درآمد و مورد استقبال تماشاگران کشورهای مختلف قرار گرفت.
به گزارش هنرانه، به نقل از بانی فیلم،این فیلم داستان مردی به نام رضا کیفی (با بازی پیام احمدی‌نیا) است که در یک کارگاه طلاسازی کار می‌کند. رئیس کارگاه طلاسازی علی دوشابچی (با بازی سعید آقاخانی) است. رضا کیفی به خاطر دزدی که از او شده و بدهی که به صاحب کارگاه دارد، و البته به خاطر فهمیدن وجود یک الماس، در مزایده چاه فاضلاب کارگاه شرکت می‌کند تا با پیداکردن آن الماس به کمک لویی (با بازی لطف‌الله صیفی) به پول زیادی برسند. ماجرای چاه فاضلاب و تلاش برای پیداکردن الماس از یک سو و خریدن سکه به امید بالارفتن قیمت آن از سویی دیگر، رضا کیفی و لویی را در وضعیتی بحرانی قرار می‌دهد.
از جمله بازیگران این فیلم می‌توان به سعید آقاخانی، پیام احمدی نیا، ژاله صامتی،لطف‌الله صیفی و امید روحانی اشاره کرد.
این فیلم در سه نوبت در جشنواره فیلم بوسان به نمایش درآمد و در نوبت دوم تورج اصلانی و سعید آقاخانی نیز تماشاگر فیلم بودند و پس از نمایش، به سوالات تماشاگران پاسخ دادند. همچنین امیر نادری، کارگردان ارزشمند سینمای ایران، به عنوان تماشاگر ویژه برای تماشای فیلم حضور داشتند.
در حاشیه نمایش این فیلم در جشنواره بوسان، با کارگردان فیلم و همچنین سعید آقاخانی به گفتگو نشستیم.

 آقای اصلانی تبریک به شما برای حضور فیلم موفق «حمال طلا» در جشنواره. کمی از فیلم برایمان بگویید.
-«حمال طلا» فیلمی است که در جامعه‌ شهری تهران اتفاق می‌افتد و درباره طبقه کارگری است و آرزوهایی که دارند و درنهایت ناکامی‌هایی که برای آنها رقم می‌خورد.
 داستان فیلم و جریان‌هایی که در آن اتفاق می‌افتد بسیار خاص و نو هستند. چطور ایده‌ چنین داستانی به ذهن شما رسید؟
-ریشه‌ اصلی ایده‌ حمال طلا، کاراکتر رضا بود که درگیر آن شد تا بتواند با یک دزدی، زندگی‌اش را تغییر دهد. ولی پس از تحقیقاتی که انجام دادیم، شغلی به او اختصاص دادیم به عنوان طلاساز. این شغل هم از آن جنبه انتخاب شد که هادی نادی همکار من در نوشتن فیلمنامه، مدتی در کارگاه‌های طلاسازی کار کرده بود و به این ترتیب قصه به سمت کارگاه‌ طلا پرورانده شد و بازیافت سواله.سواله پس‌ماندهای طلای در حال ساخت است که آن را در فاضلاب می‌ریزند و هر ۲۰ سال یکبار این چاه‌های فاضلاب را می‍ فروشند و ذوب می‌کنند و از مذاب حاصل، طلاهای پس‌ماند را بازیافت می‌کنند. این فعالیت، نام شغلی است در ایران به نام قالکاری. قالکاری به اصطلاح بازیافت‌کردن سواله‌های باارزش است.
نهایتا قصه به این سمت پیش رفت و تمرکز را هم بر مزایده‌ی یک چاه فاضلاب گذاشتیم که در آن دنبال طلا می‌گردند. ماجرایی که برمی‌گردد به افتادن یک قطعه الماس انگلیسی در سال ۱۳۳۲ در این چاه و تنها افرادی که از این ماجرا اطلاع دارند، رضاکیفی و لویی هستند که در کارگاه طلا کار می‌کنند. لویی اطلاعاتی را از دفترچه‌ای که از قدیم به صاحب کنونی کارگاه طلاسازی علی دوشابچی (با بازی سعید آقاخانی) رسیده بوده و لویی آن را می‌دزدد، پیدا می‌کند و به دنبال یافتن آن قطعه الماس در چاه فاضلاب هستند.
 داستان فیلم، به جریان‌های اخیر جامعه و بازار کنونی طلا و سکه و دلار به صورت کاملا واقعی می‌‎پردازد. افرادی که برای سود بیشتر، به دنبال خرید و تبدیل سرمایه به دلار و سکه هستند و گاهی بخت با آنها یار نیست. آیا این موضوع دغدغه‌ شخصی خود شما نیز بوده است؟
-شرایط اقتصادی ایران در چند سال اخیر بسیار نابسامان شده و حتی زمانی که من می‌خواستم این فیلم را شروع کنم، نابسامان‌تر هم بود. زمانی در بهمن ماه سال گذشته یعنی همزمان با آغاز گرانی دلار و سکه. حدس می‌زدم این حبابی است که بعدها می‌ترکد و این پیش‌بینی را می‌کردم که اتفاق بیفتد. از این رو، اتفاقات روز را در این قصه دخیل کردم و به این ترتیب ماجرا با اتفاقات روز گره خورده و شکل گرفته است. در عین حال می‌خواستم بافت شهری امروز تهران را به نمایش بگذارم و آشفتگی و بی‌نظمی که در سطح شهر حاکم است به تصویر بکشم.
 در مورد انتخاب بازیگران برایمان بگویید و به طور خاص همکاری با سعید آقاخانی.
-با توجه به اینکه من در سینمای مستقل کار می‌کنم و در این سینما لازمه کارکردن این است تیمی که انتخاب می‌شود، شما را باور داشته باشد، البته نه به خاطر قرارداد و مادیات. تیمی که با من در این پروژه همکاری کردند، این نگاه را داشتند که از سینمای مستقل حمایت کنند. بخصوص بازیگران شناخته‌شده‌ سینمای ایران آقای آقاخانی، خانم صامتی و آقای روحانی که بیشتر از بازیگران دیگر فیلم شناخته‎‌شده هستند و به طور واقع بحث حمایت از سینمای مستقل بود که این سه نفر به من لطف داشتند و در این فیلم حضور پیدا کردند. بازیگران دیگر از تئاتر انتخاب شدند، افرادی که سالهاست در زمینه تئاتر تحصیل و فعالیت می‌کنند. لطف‌الله صیفی (ایفاگر نقش لویی)، پیام احمدی‌نیا (ایفاگر نقش رضاکیفی) که پیشتر دستیار کارگردان بوده است و بعد بازیگر شده و از دوستان من هستند و با توجه به فیزیک ایشان برای نقش رضاکیفی انتخاب شدند. علی دوشابچی، صاحب کارگاه که باید فرد باتجربه‎‌تری می‌بود، هم با لطف سعید آقاخانی و با بازی او همراه شد. البته از آنجا که او باید در پروژه‌ دیگری حضور پیدا می‌کرد، زمان کوتاهی داشت و در همان زمان یک هفته الی ده روز به گروه ما ملحق شد. اما بعد همان پروژه کنسل شد و حسرت آن برای من به جا ماند که نتوانستم بیشتر از حضور او در فیلم بهره ببرم.
 آقای اصلانی شما برای سالهای طولانی به عنوان مدیر فیلمبرداری فعالیت می‌کردید و به نظر می‌آید که فیلم حمال طلا اولین فیلم شما به عنوان کارگردان باشد. چطور از فیلمبرداری به کارگردانی رسیدید؟
-این فیلم در واقع دومین فیلم من بوده است. اولین فیلم من به نام «جینگو، روایت معلق» که سال ۲۰۱۴ کار کردم و متاسفانه هیچ مجوزی در ایران نگرفت و من نتوانستم آن را به نمایش بگذارم. این فیلم را زمانی کار کردم که به خاطر همکاری با فیلم «فصل کرگدن» ممنوع‌الکار و ممنوع‌الخروج بودم و در واقع برای تغییر فضای ذهنی‌ام، سینما را به عنوان درمان برگزیدم و فیلمی بداهه به عنوان اولین فیلمم کار کردم که یک کلاژ هذیان‌گویی از تهران بود. فیلم که در فضای تهران اتفاق می‌افتد، درباره حافظه و خاطرات است. آن فیلم از این جهت که بدون مجوز ساخته شد و هیچ مجوز نمایشی برای خارج از کشور هم نداشت، در هیچ جشنواره‌ای نمایش داده نشد و من از آنجا که دوست داشتم در تهران و ایران زندگی خود را ادامه دهم، وارد مسائلی که بخواهم پایگاه مرکزی زندگی‌ام را به هم بریزم نشدم. بنابراین این فیلم اولین من بود.
در مورد اینکه من فیلمبردار بودم و بعد به سمت کارگردانی آمدم، باید بگویم که تحصیلات من کارگردانی سینما است. قبل از آنکه فیلمبردار باشم، فیلم می‌ساختم. روزی من تصمیم گرفتم که دیگر فیلم نسازم تا زمانی که به استقلال کامل رسیده‌ باشم و آن زمانی بود که من برای پایان‌نامه‌ دانشگاه فیلمی ۱۶ میلیمتری ساخته بودم، آن را برای ظهور و کارهای لابراتواری به وزارت ارشاد سپردم. فیلم‌های من بین فاصله ظهور تا پرینت پوزتیو، نگاتیوهای من از ۱۲ حلقه نگاتیو، ۷ حلقه‌ آن گم شد! من چند ماهی درگیر این قضیه بودم. آقایی آنجا بودند به عنوان مدیر کل تولید و پشتیبانی وزارت ارشاد. زمانی که من برای اعتراض پیش او رفتم که چرا این نگاتیوها که نتیجه زحمات من بوده است، گم شده، جوابی که به من دادند باعث شد که تصمیم بگیرم دیگر کارگردانی نکنم. حوابش این بود: شما مگر از عباس کیارستمی مهمتر هستید؟ جواب دادم: طبیعتا نه. چطور؟ گفتند: ببین در فیلم «زیر درختان زیتون»، ۴ حلقه فیلم آقای کیارستمی اینجا خراب شد. تنها کاری که ما توانستیم بکنیم این بود که ۴ حلقه فیلم خام به ایشان بدهیم. برای شما هم نهایت کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که چند حلقه فیلم خام به شما بدهیم. من آنجا تصمیم گرفتم تا زمانی که با این تفکر در حال هدایت فرهنگ هستند، من تا زمانی که مستقل نباشم نمی‌توانم فیلم بسازم. این اتفاق به سال ۷۶ یا ۷۷ برمی‌گردد. آنروز از وزارت ارشاد که بیرون آمدم، تصمیم گرفتم فقط فیلمبرداری را ادامه دهم تا زمانی که بنیه اقتصادی خودم قوی شده و بتوانم روی پای خودم فیلم‌های مستقل کار کنم؛ بدون ممیزی.
این شد که پس از سالها از آن فیلم اول که برای من به عنوان دستگرمی ساخته شد و در دنیای فرم می‌گذشت، تصمیم گرفتم در این فیلم دوم،قصه بگویم و طبیعتا کارگردانی را ادامه خواهم داد. انتخابم برای فیلمبرداری بسیار محدود شده است. علاقه‌ای به حضور در بسیاری از کارها و همکاری با بسیاری از تیم‌های تولیدی و کارگردان‌ها ندارم. با تعداد معدودی کارگردان در سینمای ایران که علاقه دارم با آنها کار کنم، تقریبا همگی یا ممنوع‌الکار هستند و یا توان تولید ندارند. بنابراین فعالیتم را به عنوان مدیر فیلمبرداری در کشورهای همسایه ایران همچنان ادامه می‌دهم. از جمله در ترکیه، کردستان عراق، گرجستان به عنوان مدیر فیلمبرداری فعالیت دارم که بتوانم با درآمدهای این بخش، فیلم‌هایم را در ایران بسازم.
 برنامه اکران حمال طلا در ایران به چه صورتی است؟
-این فیلم خوشبختانه با تهیه‌کنندگی منصور سهراب‌پور که از تهیه‌کنندگان خوب سینمای ایران است انجام شده و دوست داشتیم که شانس نمایش در ایران را داشته باشد و خودم علاقه‌ مندم که فیلم‌هایم را ابتدا ایرانی‌ها ببینند و امیدوارم این فرصت را به دلیل حضور سهراب‌پور داشته باشیم. او برای اکران گسترده در ایران برنامه دارد. فیلم مجوز ساخت و نمایش گرفته است و در حال گرفتن مجوزهای نمایش در داخل هستیم. بعید می‌دانم که به مشکل خاصی برخورد کنیم. امیدوارم به زودی این فیلم در ایران اکران عمومی شود.
 پیش‌بینی شما در مورد فیلم چیست؟ آیا جایزه بخش جریان‌های نو را از آن خود می‌کند؟
تورج اصلانی: من فکر می‌کنم جایزه‌ام را گرفته‌ام. این جایزه اگر با تشخصی داوران بین ده فیلم بخش جزیان‌های نو، به فیلم حمال طلا برسد، طبیعتا خوشحال خواهم شد اما خوشحالی من از این که من اراده کردم فیلم بسازم و بعد از دو هفته فیلم کلید زده شد و این برای من بسیار باارزش است که توانستم اراده‌ای را به نتیجه برسانم.
 و صحبت پایانی آقای کارگردان؟
– امیدوارم همه فیلمسازهای مستقل که دغدغه‌های اجتماعی دارند، بتوانند فیلم‌هایشان را در سینمای ایران بدون تنگ‌نظری و برای روشنگری اجتماعی نمایش دهند.
گفت و گو با سعید آقاخانی
 آقای آقاخانی! نظر شما در مورد این فیلم و نقشی که در آن داشتید چیست؟
-من از قبل‌ها به این جنس سینما، علاقه داشتم، اما فرصتش پیش نیامده بود. شخصا به سینمای مستقل بسیار علاقه دارم، به خاطر آدمهایی که در این نوع سینما فعالیت می‌کنند. چون حس می‌کنم (اگر نگویم عاشق‌ترند) اما مطمئنم افراد عاشق سینما در سینمای مستقل راحت‌تر کار می‌کنند. من هم دوست داشتم در کنار این افراد باشم؛ هم از آنان یاد می گیرم و هم بودن و کارکردن در کنارشان برایم لذت‌بخش است. زمانی هم که آقای اصلانی در مورد این کار با من صحبت کردند، من با جان و دل قبول کردم. اما به خاطر پروژه‌ای دیگر، زمان محدودی داشتم و بر اساس آن زمان در فیلم بازی کردم.
 دوستداران شما همچنان شما را با شخصیت‌های کمدی درذهن دارند. چند سالی است که بازی‌هایی در نقش‌های متفاوت از شما می‌بینیم. این انتخاب خودتان است یا پیشامد؟
-من همیشه دوست داشتم در سینما فعالیت کنم و خیلی هم به دنبال انجام کار کمدی نبودم، اما فکر نمی‌کردم که به این شدت مسیر تغییر کند. واقعا قابل پیش‌بینی نبود برای من، اما الان از آن استقبال می‌کنم و دوستش دارم. امسال کمدی هم کار کردم. فیلم «رحمان ۱۴۰۰» که سال آینده اکران خواهد شد. هر دو سمت را دوست دارم، اما شاید مسیر نقش‌های غیرکمدی را بیشتر علاقه داشته باشم.
 نظرتان درباره اکران فیلم در جشنواره بوسان چه بود؟
-برای من بسیار جالب بود. چون خودم فیلم را ندیده بودم و اولین بار بود آن را می‌دیدم و فیلم را دوست داشتم و امیدوارم که مخاطب هم آن را دوست داشته باشد. همینطور ایران هم اکران بشود.
 پیش‌بینی شما در مورد فیلم چیست؟ آیا جایزه بخش جریان‌های نو را از آن خود می‌کند؟
– فکر می‌کنم جایزه می‌گیرد (با لبخند)!

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  اشتراک در  
اطلاع از