نقد فیلم

نقد و بررسی فیلم گاتاکا (Gattaca)

گاتاکا فیلمی در قالب فوتوریسم یا همان تم علمی – تخیلی است که به یک مضمون نسبتا آینده نگرانه با فضایی معماگون می پردازدقصه ای در مورد جهانی بشدت طبقه بندی شده و ایزوله که در آن ژن های برتر همچون تبار گرایی شوونیستی، انتخاب شده تا متروپلیسی منسجم را خلق نمایندداستان فیلم در مورد کارمند یک ایستگاه تحقیقاتی فضایی بنام گاتاکا” است که به صورت غیر قانونی خود را در نقش یکی از ۲کارمندان جا زده و رفته رفته با بحران روبرو می گرددوینسنت آنتون (ایتان هاوکهمانطور که در ابتدا تماشاگر با او روبرو گشته، خود را در نقش یکی از کارمندان نخبه ی این ایستگاه فضایی بنام جوروم مورو (جود لاوجا زده تا با وجود بیماری قلبی و عشق به فضا در این مکان برای رسیدن به رویای پرواز کار کندپس از گذشت سکانس ابتدایی، پیرنگ بوسیله ی نریشن و کاربرد فلش بک، بسراغ زندگی حقیقی وینسنت از بدو تولد رفته تا با پرسناژ اصلی مان به فاز آشناپنداری ورود نماییمقبل از سکانس های فلش بک، وینسنت در داخل اداره طبق روال همیشه باید ازمایش های روزمره را انجام دهد.

گاتاکا

او به اتاق دکتر رفته و با دادن تست ادرار و شناسایی شخصیتش توسط پزشک، روال رسمی طی می شودبر روی مانیتور کوچکی بجای او تصویر جود لاو را می بینیمهمینجا نخستین پرسش برای مخاطب به وجود می آید که جریان آن فرد دیگر چیست؟ آیا نتیجه ی آزمایش ادرار وینست برای شخصی بنام جوروم فرستاده می شود یا پروسه ی دیگری است؟ این سئوال پس از گذراندن سکانس های فلش بک برای ما روشن می گردد که وینسنت به دلیل بیماری قلبی و نداشتن توانایی صد در صدی یک انسان کامل، نمی تواند به آرزوی دیرینه اش یعنی ملاقات سیاره ها و سفینه گردی برسد، پس باید نقش یک کارمند از کار افتاده را بازی کرده و به کمک یک دلال هر چه بیشتر از نظر فیزیکی شبیه به او شوداما مشکل اصلی فیلم که تا به آخر برای مخاطب حل نمی شود و منطق روایی اثر را تبدیل به شوخی می کند همین نا شبیه بودن و کنتراست نداشتن میمیک صورت دو بازیگر اصلی ماست یعنی آقایان ایتان هاوک و جود لاومخاطب تا پایان با این علامت سئوال روبرو است که کجای این دو شبیه به هم هستند و چگونه می شود دپارتمان اداری و الکترونیکال فوتوریستی ایستگاه گاتاکا همین تمایز ساده را متوجه نشده باشد؟ به همین دلیل فیلم در نخستین ستون ساختاری خود به شدت از طرف انطباق منطق روایی از درون فرو پاشیده و به مثابه ی آن نمی تواند برای مخاطب جاذبه ی بصری و دراماتیک ایجاد نمایدمثلا ساده ترین پرسش از طرف معمولی ترین مخاطب اثر این است که چرا ایتان هاوک یا جود لاو به تنهایی دو نقش را بازی نکرده اند؟ یا مثلا در پروسه ی انتخاب بازیگر (کستینگچرا به دنبال دو هنرپیشه ی شبیه به هم نبوده اند، چون انصافا و منطقا این دو بازیگر هیچ تشابهی بهم ندارند به جز تصویر ۴×۳ کارتونی مانیتورهای کوچکی که گویی برای عهد ۲۰۰۱ اودیسه ی فضایی استنلی کوبریک در سال ۱۹۶۸ هستند و نه دهه ی نود میلادی

گاتاکا

فرمول درام پردازی فیلم با همان اسلوب های کهنه ی هالیوودی کنار هم چیده شده و با فیلمنامه ای کلاسیک وار به همان شکل مرسوم، شخصیت پردازی می کندگره افکنی ابتدایی و سپس ایجاد بحران برای شخصیت اول در پس مخمصه ای شبه هیچکاکی در گرو یک قتل و به مثابه ی آن کارآگاهی سمج که به طرز بامزه ای لباس همفری بوگارت در فیلم خواب ابدی (۱۹۴۶) اثر هاوارد هاکس را به تن دارد و به دنبال راز جنایت در ایستگاه به اصطلاح فضایی استحال در این بین صد در صد باید چنین اسلوبی یک رابطه ی عاشقانه ی سانتی مانتال هم داشته باشد که حداقل برخی مخاطبان ملودرام پسند را راضی از سالن سینما به خانه باز گردانداز ابتدای فیلم تا به انتها با پیچش های باسمه ای و تصنعی به شکل هفتاد سال پیش آثار هالیوود طرفیم، بدون اینکه با خلاقیتی مواجهه باشیمبا اینکه اثر در ظاهر گویی فضایی فوتوریستی را یدک می کشد اما ذره ای ایده ی نو در آن یافت نمی شود.بلکه به طور بی رحمانه ای می توان گفت گاتاکا” حتی از متروپلیس (۱۹۲۷) / فریتز لانگ ” یا ” ۲۰۰۱ اودیسه ی فضایی (۱۹۶۸) / استنلی کوبریک” هم عقب تر استفیلمساز در بطن اثرش فقط یک نیمچه ایده ی ژن سالاری در آرمانشهر خود دارد که دائما روی آن مانور می دهد اما به دلیل نبودن انسجام کافی در چگالی و منطق روایی، فرمی ساخته نمی شوداین اضمحلال اتمسفر در جزئیات به شدت علیه کلیات عمل می کنداز نوع لباس پوشیدن کارآگاه ها گرفته که هیچ المانی از آینده ندارند تا ماشین ها و کنتراسیو شهر و ساختار ابژکتیو مکانهانکته ی دیگر اینکه فیلم در لامکانی پوشالی بسر برده و به جای شهر فقط چند عدد پنل خورشیدی و یک تونل بی سر و ته و کافه ای که بیشتر شبیه به شیره کش خانه های جنوب شهر است خودنمایی می کند.

گاتاکا

گاتاکا” مشکل اصلی اش در ناتوانی ایجاد کانسپت و به مثابه ی آن منطق روایی در جزئیات است و اگر اینها انسجام نداشته باشند، فوتوریسم و متروپلیس آینده نگر که هیچ، جامعه ی غار نشینی هم به فرم تبدیل نمی شود.اثری که با چاشنی سانتی مانتال و گره افکنی ابتدایی می خواهد درامی جنایی – معمایی با نازل ترین کیفیت بسازد و سر آخر همه چیز را به گردن پادآرمانشهری کودکانه بیاندازد زیاد چیز جدی ای نیست و باید از کنارش به راحتی گذشت.

منبع : البالو

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن