صفحه اصلی خبرها مصاحبه ای با الکساندر پین؛ بجنگید و کلاسیک ها را بازسازی کنید

مصاحبه ای با الکساندر پین؛ بجنگید و کلاسیک ها را بازسازی کنید

72
الکساندر پین

الکساندر پین کارگردان ۵۷ ساله زاده شهر اوماهای آمریکا از ویژه ترین فیلمسازان ۲۰ سال اخیر جهان به یمن ساخت آثاری همچون «انتخابات»، «سایدویز»، «درباره اشمید»، «فرزندان» و «نبراسکا» بوده و حالا مدتی است که ناظران درباره فیلم «کوچک کردن سایزها» (یا «کوچک کردن چیزها») کار اخیر وی صحبت می کنند که مثل سایر فیلم های او داستانی با استعاره ها و طعنه های فرهنگی و مکاشفه ای در زندگی های کم منطق و عجیب کنونی در جهان غرب و سرشار از آدم های ویژه و کمال طلب اما ناکام در یافتن مفهوم واقعی زندگی است.

به گزارش هنرانه ،این پین بوده است که با فیلم هایش پل جیاماتی را از دنیای فیلم های مستقل به جهان فیلم های پرطرفدار و هالیوودی انتقال داد و بروس درن پیر را از نو مطرح کرد و چهره ای تازه و عمیق تر از جورج کلونی ساخت و هنر بازیگری عمیق جک نیکلسون را به معرض نمایش مجدد گذاشت و این پین بوده است که در کار آخرش یعنی «Downsizing» از مت دیمون بشدت هالیوودی نیز چهره صدیقی به دست می دهد که به کلی متفاوت با دنیای جیسن بورنی او یعنی فیلم های جنایی و پر رمز و راز این بازیگر میانسال است. برای پین آدمها حلقه های زنجیری هستند که در ارتباط با یکدیگر، از کنش های انسانی و فردی و روابط اجتماعی و کارهای گروهی می گویند و مصداق تازه این ارتباط ها همین «Downsizing» است که به مثابه یک رویا در قالب یک فکر شیرین بشری است.

 آقای پین، مدتی پس از ساخت و ارائه «کوچک کردن سایزها» راجع به این فیلم و دستاوردهای آن چه احساس دارید؟
– این فیلم از سوی پاره ای محافل تحسین و از جانب سایرین ملامت شد و کلاً در گیشه ها به چیزی نرسید که امیدش را داشتم اما برای من همانی است که بود و آن یک اثر هنری امیدبخش برای کل آحاد بشری است و همکارانم در تهیه این فیلم نیز همین احساس را دارند.
 پس چرا فیلم چندان نفروخت؟
– تعیین زمان اکران یک فیلم با من نیست و مسئولان امر باید پاسخگوی موعد نامناسبی باشند که برای اکران فیلم در نظر گرفته شد اما خیلی ها که صرف نظر از حساب های جنبی فیلم را دیدند، از آن تعریف کردند.
 باز جای خوشحالی دارد که در عصر کلیشه ای شدن فیلم های هالیوود و قابل پیش بودن تکلیف آنها شما فیلمی را ارائه کرده اید که نمی توان از آغاز و یا حتی اواسط فیلم فرجام آن را حدس زد و کار، بسیار ریسکی است.
– ما دو دسته تماشاگر داریم، یکی بینندگان عادی و دیگری اهالی این حرفه و مشکل ما معمولاً با دومی است و کسانی که توقعات خاصی در ارتباط با هر فیلمی دارند و اگر برآورده نشدن آشکارا انتقاد می کنند. از نظر عده ای از آنها «کوچک کردن سایزها» دادن وعده هایی و سپس رها کردن فرجام آنها و دادن وعده های بعدی است.
 یعنی خود شما ایرادی را به فیلم وارد نمی دانید؟
– به هر حال این فیلم تا حدی اپیزودیک است. مثلاً «۵/۸» فده ریکو فلینی و یا «La Dolce Vita» را به یاد بیاورید. هنگامی که یک کاراکتر را در دل حوادث متعدد و در اپیزودها و صحنه های مختلف تعقیب می کنید تا اینکه در دقایق پایانی نتیجه گیری و تصویری کلوزآپ از کاراکتر اصلی را رو می کنید. تو گویی کاراکتر اصلی هم دارد از من و شما می پرسد که جایگاه حقیقی اش در جهان کدام است.
 آیا فیلم و ماجرای آن بیش از حد فشرده و کوتاه نشده است؟ 
– چرا، من نیز این احساس را دارم. اگر می توانستیم آن را به صورت یک مینی سریال تلویزیونی و مثلاً در ۹ قسمت بسازیم، بهتر می شد روی احساس کاراکترها کار کرد و به پیام رسانی پرداخت اما در فرم فعلی اش بسیار سریع است.
 عجیب است که شما با پیشینه سینما دوستی تان از مدیوم تلویزیون و مناسب تر بودن «کوچک کردن سایزها» برای این رسانه حرف می زنید.
– جوابم را به شما در یک مثال خلاصه می کنم، در میان دو ورسیون ۴ ساله و دو ساعت و نیم فیلم برجسته «روز روزگاری در آمریکا»ی سرجیو لئونه ایتالیایی، من همیشه نمونه طولانی تر را پسندیده و به کرات آن را تماشا کرده ام زیرا بهتر و بیشتر منظوررسانی می کند. نظر من بیش از آن که از اهمیت و یا برتری احتمالی تلویزیون بر سینما بگوید، حاکی از لزوم داشتن زمان کافی برای بیان ایده ها است. از طرف دیگر گاهی یک سوژه آنقدر شاخ و برگ دارد که برای بیان آن به چند فیلم نیاز است و نه فقط یک فیلم ۹۰ یا ۱۲۰ دقیقه ای.
 خیلی ها به کمپانی پارامونت ایراد گرفته اند اما این استودیو بوده که فیلم هایی ریسکی مثل کار اخیر شما و یا فیلم های «مادر» دارن آرونوفسکی، «سکوت» مارتین اسکورسیسی و همچنین «ویرانی» را ساخته و ارائه کرده است.
– بله، فیلم هایی «نفروش» اما صاحب ایده های قوی و باارزش و آثار هنری عمیق. اینها کارهایی است که معمولاً استودیوهای هالیوودی اینک انجام نمی دهند.
 به نظر می رسد نگاهها به سمت استودیوی والت دیسنی و سیستم کاری آنها دوخته شده است. باور آنها این است که ساختن مثلاً ۸ فیلم خوب و شسته و رفته در طول سال بسیار بهتر از تعدد و تکثیر فیلم ها و مثلاً ارائه مجموعه ای متوسط شامل ۲۵ فیلم است.
– البته این رویکرد کاملاً تازه ای نیست و چند استودیوی دیگر نیز چند سالی است که همین سیستم را پیاده می کنند. برای آنها حتی دو فیلم موفق بهتر از ۱۰ فیلم متوسط و ۵ فیلم خوب است.
 به کوین کاستنر گفته اند اگر او به جای سال ۱۹۹۰ الان می خواست وسترن «رقصنده با گرگ ها» را بسازد امکانش را به او نمی دادند اما وی این را رد کرده و گفته است که هم اکنون نیز می توان این کار را کرد. شما چه نظری دارید؟
– من نیز با کاستنر موافقم. بدین معنا که اگر ممارست کنیم و آدمها بابت ایده های خود مبارزه کنند، الان هم می توان کلاسیک های دهه های اخیر را بازسازی و تکرار کرد. من همین فیلم «کوچک کردن سایزها» را با بودجه ای ۶۸ میلیون دلاری و در شرایطی ساختم که به جز یکی- دو مقام ارشد در یک استودیو همه کمپانی های دیگر آن را رد کرده و اتلاف سرمایه توصیف کرده بودند و «بنراسکا» هم در سال ۲۰۱۴ با نگرش هایی از همین دست ساخته شد.
 آیا شما روی وجه جغرافیایی فیلم های خود نیز کار می کنید؟ به عنوان مثال می گوییم که کار اخیرتان در بریتانیا و آلمان پر مشتری بود، «نبراسکا» در سطح اروپا فقط در اسپانیا گرفت و «سایدویز» در کل اروپا موفق بود.
– نه، من وقت کار کردن روی این قضیه را ندارم زیرا هر فیلمی تلاش کیفی خودش را می طلبد و یک بسته فرهنگی پا طیف جهانی است و نه هدف گیری برخی جوامع. حتی فیلم تجربی- دانشجویی من که «شور مارتین» نام داشت و یا اولین فیلم بلند داستانی ام به نام «همشهری روت» بازتاب های خوبی در اروپا داشتند اما اینها بدین معنا نبود که من کارهای بعدی ام را با هدف گیری این قاره بسازم. سینما یک پروسه جهانی و پیام رسانی به طیف بی نهایت است.
 با این حال مشخص است که مثل هموطن تان وودی آلن اروپایی ها با کارهای شما بسیار خوب ارتباط برقرار می کنند و با آنها حشر و نشر آشکاری دارید.
– این قضیه به پیشینه ها و رفت و آمدها هم ارتباط پیدا می کند. ببینید، من ۲۸ سال پیش فیلم «شور مارتین» را به فستیوال درجه دوم تورین ایتالیا بردم. می دانید مدیر وقت آن جشنواره چه کسی بود؟ آلبرتو باربرا که حالا فستیوال بسیار معتبرتر ونیز را می چرخاند. همان پیشینه سبب شد «کوچک کردن سایزها» به عنوان فیلم افتتاحیه ونیز انتخاب شود. طبعاً باربرا با در ذهن داشتن واقعه سال ۱۹۹۰ این کار را انجام داد و این چیزی است که بهره اش معمولاً به اکثر پرسابقه ها می رسد.
منبع: Mail and Glob

الکساندر پین

بارگذاری بیشتر در خبرها
avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  اشتراک در  
اطلاع از