خبرها

جدال تفاوت‌های مذهبی یا سیاسی آمریکای لاتین در «جنگ آخرالزمان»

«جنگ آخرالزمان» رمانی از ماریو بارگاس یوسا رمان‌نویس برجسته پرویی و برنده نوبل ادبیات است. این کتاب روایت داستانی شورش و جنگ کانودوس است که اواخر قرن نوزدهم در منطقه باهیا در شمال شرقی برزیل اتفاق افتاد.

به گزارش هنرانه  به نقل از خبرگزاری برنا، رمان «جنگ آخرالزمان» اولین رمان یوساست که رویدادهای آن در کشوری غیر از پرو، یعنی برزیل، و در زمانی غیر از دوره معاصر نویسنده، یعنی در قرن نوزدهم، روی می‌دهد.

چندی پس از نابودی حکومت سلطنتی در برزیل و بر پایی حکومت جمهوری مرشد پیری در شهرهای فقیر این کشور پیدا می شود. او پیاده به سفر می پردازد و به مردم می گوید که جهان تا سال 1900 بیشتر وجود نخواهد داشت و آخر دنیا نزدیک شده است . مردم را به دینداری و تقوا می خواند و عقیده دارد حکومت جمهوری ضد مسیح می باشد .

این مرشد صلابت کلام و روحانیت خاصی دارد به طوریکه خیلی زود پیروان زیادی پیدا می کند و این افراد در قسمتی از کشور مستقر می شوند . به تعداد افراد جامعه دائم اضافه می شود و نهایتا چیزی در حدود 25 تا 30 هزار نفر می گردند . بسیاری از این افراد جانیان و راهزنان پیشین هستند که مرشد اینک از آنها قدیسانی مومن ساخته است .

ماریو بارگاس یوسا این کتاب خود را بلندپروازنه‌ترین کار خود می‌شمرد و می‌گوید «اگر قرار بود از میان رمان‌هایی که تاکنون منتشر کرده‌ام یکی را انتخاب کنم، این رمان احتمالا جنگ آخر زمان می‌بود.» او همچنین دلیل آن را چنین بیان می‌کند:

این اولین رمان من است که مکانش در کشور خودم پرو، نیست، بلکه در کشوری دیگر، یعنی برزیل، روی می‌دهد. دیگر اینکه این رمان در عین حال اولین کتابی است که رویدادهایش معاصر با دوره زندگی من نیست، بلکه کتابی است که به قرن نوزدهم مربوط می‌شود.

در آخر کتاب نیز، یوسا خود کمی درباره کتاب و جریانات تاریخی آن زمان برزیل صحبت می‌کند و خواننده را از جنبه‌های مختلف موضوع باخبر می‌کند. در آخر همین مطلب آخر کتاب، یوسا مسئله اصلی کتاب جنگ آخر زمان را جنین بیان می‌کند:

مسئله اصلی «جنگ آخر زمان» تفاوت‌های مذهبی یا سیاسی موجود در برزیل و به طور کلی در امریکای لاتین، نیست. بلکه جدایی و تعارض میان دو جامعه‌ای است که قادر نیستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

بخش‌هایی از کتاب:

_ همه روشنفکرها خطرناکند. ضعیف، احساساتی و قادر به این‌که بدترین کارهایشان را با بهترین فکرها توجیه کنند.

_ تصور مرگ یک نفر آسان‌تر است تا مرگ صد نفر یا هزار نفر. مصیبت وقتی تکثیر شود انتزاعی می شود. آدم از چیزهای انتزاعی کمتر ناراحت می شود.

_ این کلمه وطن یک روز از بین می‌رود. آن‌وقت مردم به پشت سرشان، به ما نگاه می‌کنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سر چند خط روی نقشه همدیگر را می‌کشتیم. بعد می‌گویند: این‌ها عجب احمق‌هایی بودند.

این رمان یک اثر کلاسیک بسیار ساده ولی در عین حال عالی است. بخوانید و از خواندنش لذت ببرید

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن